خطری که خط امام را تهدید میکر.د
خدا را شکر که ما آرزو به دل نماندیم. همیشه حسرت می خوردیم که چرا ما سال های حیات امام خمینی(ره) را ندیدیم. همیشه آرزو داشتم مصادیق خط امام(ره) و گفتمان انقلاب را از نزدیک ببینم. همیشه میخواستم قانونمندی زمان امام(ره) را ببینم. آخر می گفتند در این زمانه به راحتی قانون را زیر پا می گذارند و فقط منافع خود را در نظر میگیرند.
زمانی رسید که شخصی آمد که می گفتند از سلاله تاریخ، از زمان انقلاب ، امام را درک کرده و با انقلاب عجین بود. مرد اول اجرایی دوران دفاع مقدس، نخست وزیر سید علی خامنه ای – رییس جمهور محبوب – ، مبارز و انقلابی.
می گفتند او آمده تا از کرامت انسانی دفاع کند، از ارزشهای انسانی، آمده تا بگوید آقایان! قانون را برای منافع خود زیر پا نگذارید. شعار می دهد که خط امام در خطر است، فریاد وامصیبتای قانون گریزی سر میدهد. آری او مردی است که تمام ضعفهای ایچ جهار سال را دیده و حال بر حسب وظیفه شرعی خود احساس خطر کرده و به میدان آمده تا اسلام را و انقلاب را از خطری که نومحافظه کاران خیابان پاستور برای آن تدارک دید ه اند برهاند….
امّا در انتخابات چه شد؟ مردم ایران، مردم بی سواد ایران و مردم … قدر این خدمتگزار خود را ندانستند و چشم بر حقایق بستند و لگد به بخت خود زدند. اصلا خلایق هر چه لایق.
اما حضور او صرفنظر از نتیجه انتخابات لااقل برای من فواید زیادی داشت و لااقل باعث شد که خط امام را ببینیم. بفهمیم که باید همواره مطیع قانون بود. جایگاه خود را در مقابل امر ولی فقیه بدانیم و یاد بگیریم که چگونه به نظر اکثریت احترام بگذاریم؛
آری فهمیدیم که خط امام یعنی رقص و پایکوبی در ایام شهادت دخت نبی اکرم(سلام ا… علیها)، یعنی به آتش کشیدن مساجد که این دولت آن را فراموش کرده و به خطر انداخته بود. فهمیدیم که اگر شکایتی یا اعتراضی داریم بریزیم در خیابانها، اغتشاش کنیم و شیشه بشکنیم. اصلاً زندگی بقیه به ما چه ربطی دار، هر چه ما میگوییم باید همان بشود حتی اگر دل مولا خون شود. فهمیدم که کرامت انسانی یعنی شوهری را جلو چشم همسرش کتک زدن، چادر از سر ناموس مردم کشیدن، آتش زدن مغازه و وسایل نقلیه مردم.
آری فهمیدم که اصلا مردم هرچه میخواهند بگویند، مسئول آسایش مردم که ما نیستیم. مهم منافع ماست. به ما چه که چهار نفر کشته میشوند، مگر ما گفتی که کشته شوند؟ خودشان کشته شدند…
سعید منتظر
نظرات کاربران :
ارسال نظر