نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

۱۳ / تیر / ۱۳۸۸

ساعت: ۸:۴۲ ب.ظ

تعداد بازدید: 202

متن زیر مطلبی است که یکی از خوانندگان بسنا از وبلاگ دوستی بسیجی برای سایت فرستاده است.
 
نامه ای به برادر بسیجی ام!
 
برادر خوب و عزیزم که در این دوران دوست و همراهی نیز برایم گشته ای.در نماز جمعه ای که رهبر عزیزم، که جانم فدایش باد در حالی خطبه های زیبای نماز جمعه را در [...]

نامه ای به برادر بسیجی ام!

متن زیر مطلبی است که یکی از خوانندگان بسنا از وبلاگ دوستی بسیجی برای سایت فرستاده است.

 

نامه ای به برادر بسیجی ام!

 

برادر خوب و عزیزم که در این دوران دوست و همراهی نیز برایم گشته ای.در نماز جمعه ای که رهبر عزیزم، که جانم فدایش باد در حالی خطبه های زیبای نماز جمعه را در خطاب به من تو و ما ایراد کردند که صدای خستگی اش را شنیدم و لرزه ی بدی بر بدنم افتاد.دیروز رهبر عزیزمان نه برای ما بلکه برای تمامی ملت ایران حجت را تمام کردند . حجتی که شاید کمتر کسی آن را بفهمد و درک کند. دیروز امام برای من و تو و این ملت در حالی حرف می زد که خستگی به ایشان دیگر مهلت نداد که نماز دوم را بگذارند و دومین نماز را یکی دیگر اقامه کرد.

برادر من جبهه گیری های اخیر در جامعه و شکستن سکوت رهبری آن هم پس از سال ها سوالات بسیاری را در ذهنم ایجاد میکند. و اینکه چرا این سکوت حالا باید شکسته شود و رهبرمان در این سخنرانی از برخی از کارها گلایه کند.

این احساس خطری را که رهبری احساس کرد از چیست آیا از کم کاری من و تو هست؟یا از جامعه ای که به سوی اشتباه در حرکت هست.

امروز کسانی در مقابل رهبری ایستاده اند که نه خود بلکه تمام مردم  و اسباب نظام را نیز می خواهند در اختیار بگیرند.

برادرم به نظرم رهبرمان پس از سال ها  سکوت که آن را به نفع نظام و مصلحت جامعه می دانستند(حتی انتصاب هاشمی نیز به ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام بعد از انتخابات دوره هشتم نیز از همین کارهای مصلحتی بود که اگر این کار انجام نمی شد تمامی این حوادث امروز در آن موقع به وقوع می پیوست که نمی شد در آن زمان آن را کنترل کرد) امروز صاحبان قدرت را در کشور چنان به چالش کشیده شده اند که آنان احساس خطر کرده اند و حتی سعی کردند قاطعانه در مقابل رهبری بایستند.

دکتر محمود احمدی نژاد که آن همه گمانه زنی ها درباره او که پشتش به آدم بزرگی تکیه دارد که اینگونه با سران فساد و قدرت در افتاده است با حمایت مستقیم رهبری آن هم در نماز جمعه این هفته  بسان مالک اشتری بود که سردار و فرمانده سپاه علی بود در صفین .اما سران قدرت آنچنان ریشه در این زمین دوانیده اند که قرآن زمانه که نه ولی چیزی عین آن را بر سر شمشیر کرده اند و آن هم اینگونه ما جراهایی را در جامعه ما به وجود آورد.

جبهه گیری آقایانی مانند هاشمی ، ناطق و کروبی و…در مقابل دکتر محمود احمدی نژاد نیست بلکه این ایستادن در مقابل شخص رهبری است.

برادرم تفسیر من از حوادث به وقوع پیوسته اینگونه هست که احوال رهبری درحال بد شدن هست (ای کاش که اینگونه نباشد) و …که می ترسم  ادامه بدهم.تا به حالا که رهبری خود را کسی می دانست که با ایستادن در مقابل کسانی که در بالا اشاره شد           می توانست جلوی اینان را گرفته و اجازه ندهد که از حد خود اضافه تر حرکت کنند نه اینکه رهبری با اینان مشکلی داشته یا …اما اینان که میدان را خالی دانسته به تاخت و تازی های خود در این مملکت ادامه می دادند .که از این تاخت و تاری ها می توان به فساد های مالی تمامی فک و فامیل های این آقایان یا تکیه بر تخت قدرت وخالی نکردن آن را نیز نام برد حتی اینان از جمله جناب جاسبی آنچنان تخت ریاست را گرفته اند که نمی توان به اینان تو گفت و انتظار گزارش را نیز داشت.اینان با پیاده سازی سیاست های اقتصادی غرب و تبدیل ایران به یک نظام سرمایه داری سعی در این داشتند که با فدا کردن مردم فقیر که هیچ سهمی در مملکت ندارند و دور شدن از وصیت نامه آن امام راحل، به یک نظام به نظر خودشون شهری و با کلاس برسند اما ظهور کسی به نام دکتر احمدی نژاد تمامی معادلات  و نقشه های اینان را به هم ریخت .دکتر احمدی نژاد چهار سال با اینان  به تنهایی جنگید اما اگرشخص دوم مملکت که نتواند رئیس یک دانشگاه به اصطلاح آزاد اسلامی که زیر نظر دولت هست را عوض کند چگونه می تواند در برابر اینان بایستد تمامی این قضایا دست در دست هم دادند تا اینان که مدعی نظمی نوین را در ایران هستند در هر جبهه ای با هم هم سنگر شوند تا از به قدرت رسیدن دکتر احمدی نژاد جلوگیری کنند اما غافل از اینکه آنچه که رئیس جمهور مملکت ایران را انتخاب می کند همین مردم فقیر و از نظر آقایان بی کس و کار است که تمامی معادلات اینان را به هم زد .

همه این حوادث باعث شد که رهبری نیز رسما از مالک اشتر علی حمایت کند.

اما به غیر از اینان کسانی دیگر نیز پشت پرده هستند که در جبهه ای دیگرمانند خوارج در زمان علی بی سر و صدا خنجر در دامان رهبری کرده و از زیر زمین ریشه های اسلام ناب را نابود می کنند اینان که با فریاد رهبری هر کاری را به نام رهبری انجام  می دهند نه کسی آنان را می شناسد تا با آنان مقابه کند نه اینکه ….اینان همانانی هستند که به دستور کسانی با لباس شخصی وارد کوی دانشگاه تهران شدند و به نام رهبری هر کاری کرده اند این نیز باعث شد که رهبری از اینان نیز به مردم گله کند و خواستار رسیدگی به کار اینان نیز بشود.

صادق قنبری

نظرات کاربران :

یک نظر

  1. mary_cnm گفته است:

    سلام
    با خودم گفتم : مریم الان بچه ها کلی مطلب زدن رو سایت بسیج . خجالت بکش . برو یه سر بزن و بخون و خسته نباشید بگو و نظر بذار
    الوووووو
    کجایین؟ نکنه سایت برا انتخابات دهم راه اندازی شده بود؟ انتخابات تموم شد ، سایت هم تعطیل؟
    نگوووووووووووو
    منتظریم
    یا علی

    ارسال شده در: ۱۰ مرداد ۱۳۸۸ ساعت: ۱۰:۴۱ ب.ظ

ارسال نظر