کنکاشی در انتخابات جمهوری اسلامی ایران
روند اتفاقات سیاسی که این روزها در تهران و بعضی از دانشگاههای ایران در جریان است ما را در این فکر میبرد که چرا باید عده ای به غیر ازدولت دارای این قدرت در کشور باشند که بتوانند دست به یک سری اغتشاشات و ناآرامی ها درحساسترین زمان ها بزنند وبخواهند به خاطر یک سری منافع مادی از آب گل آلود ماهی بگیرند اینان به واقع در اینکه خواست مردم چیست و چه می خواهند هیچ نوع احساس مسئولیتی از خود نشان نمی دهند . در حقیقت میخواهند از احساسات جوانان برای تامین منافع عده ای از سرمایه داران استفاده کنند که متاسفانه همین جوانان آزادی طلب که به بهانه خفقان اخلاقی و سیاسی دست به کارهای دور ازشان یک ایرانی مسلمان میزنند،طعمه ای در جهت ایجاد فرصت برای منافقان می شوند که در سطح کشور اقدام به انجام یک سری عملیات تروریستی میکنند ودر فضایی توام با نا امنی میخواهند مردم را نسبت به اعتقادات آنها که منشاء دینی ، اسلامی دارد بی توجه کنند وبذر عدم اعتماد و اطمینان به مسئولین کشوری را در بستر تفکرات مردم بپاشند.
اینکه چرا ما در این میان شاهد بد نام شدن بسیح و بسیجی شده ایم جای بسی تامل و تانی دارد.آنان که اغتشاش را به عنوان حربه ای برای ضربه زدن به نظام و رهبری جزو اصول کارهای خود قرار داده بودند بعد از خرابکاری های خود بسیج را به عنوان باتوم به دستان و کسانی که مردم عادی را به هیچ دلیلی زیر ضربات باتوم ، مشت و لگد قرار میدهند قلمداد کردند.من نمی دانم این چه باتوم به دستانی هستند که بیشترین کشته و زخمی را در این میان متحمل شده اند.
آنها در این میان با استفاده از نام رهبری و شعار ولایت فقیه دست به کار های جنایت کارانه خود بزنند وحکم آن را به شخص رهبری نسبت دهند.
فکر اینکه خونهایی که در راه اسلام و ایران ریخته شده است چگونه در عرض چند روز و به خاطر منافع عده ای پایمال شود هر انسان آزاده را رنج میدهد.
متاسفانه جوسازی رسانه های غربی مثل بی بی سی نیوز در انگلستان یا رسانه های امریکائی مثل سی ان ان و … در ماههای های قبل و بعد از انتخابات در ایران موجبات ایجاد فضای نا امنی را باعث شد که اکثریت متضرران آن را مردم عادی و دانشجویان آرمان خواه تشکیل میدادند.شدت کارهای تبلیغاتی این رسانه ها به حدی در سطح ایران وجهان گسترش یافت که عده ای، رسانه های خبری ایران را به عنوان دروغ گو خطاب کردند که می خواهند مردم ایران را فریب دهد.البته راه نقد و بررسی مردم ، احزاب و گروه ها در همه زمینه ها ی نظام اسلامی برای استیفای حق خودشان باز و هموار است اما نه اینکه عده ای بیایند با تخریب سیمای دولت در نظر مردم تمام دولت و بدنه آن را زیر سوال برده و لفظ دروغگو را در مورد آنها به کار برند.هیچ جای شک و تردید نیست که کسانی که از نزدیک با مسائل سیاسی کشور در ارتباط هستند حتی با قبول تمام این ادعا ها در مورد دولت حاضر به تخریب سیمای دولت در قبا ل استیفای حق خود نیستند و این ناشی از فهم بالای سیاسی مردم عزیز و مسئولین در جناح مخالف میباشد که با تمام این اتفاقات حاضر نیستند حتی یک وجب از خاک این سرزمین در دستان کثیف اجنبیون بیفتد چرا که آنها هرگز حاضر نیستند همه را فدای یکی بکنند که آن یکی هم از عمال طرفداران امثال بی بی سی نیوز باشد که تمام اطلاعات را در مسیر رسیدن به اهداف سودجویانه خود در اختیار آنها قرار می دهد.
واضح و مبرهن میباشد که مردم در انتخابات در وهله اول حفظ نظام را به خاطر تمایت عرضی آن انتخاب میکنند که همان رای دادن است ودر وهله دوم انتخاب شخص اصلح است که آن هم مربوط به آشنائی و شناخت فرد از وی(کاندیدا) دارد در ثانی ما انسانها آن چیزی را که به چشم دیده ایم هیچ وقت با چیزی که آن را فقط با گوش شنیده ایم عوض نمی کنیم.
ما همه شاهد بودیم که در جریان مصاحبه ها بین کاندید های رقیب چه مسائلی از طرفین رقیب مطرح شد و چگونه به آنها جواب داده شدآیا شآن و مقام ملت ایران در این حد پائین بودکه نامزدین ریاست جمهوری به جای ارائه طرح ها و پیشنهادات خود از موضع تخریب همدیگر وارد شوندکه باعث سرافکندگی وشرمندگی مردم شود.
مسائل موجود در زمینه انتخابات را از چند جنبه میشود مورد بررسی و کنکاش قرار داد :
اول: بحث انتخابات سالم و ناسالم و ابعاد آن :
همه تقریبا میدانیم انتخابات در واقع انتخاب رئیس جمهور برای اداره چهارساله یک مملکت میباشد و در این انتخاب اکثریت آرا ملاک گرینش برای این صندلی میباشد.قانون به عنوان مبنای اجرائی مسائل مهم کشوری در همه زمینه ها حرف اول را میزند که همه باید به آن احترام گذاشته و آن را ملاک و میزان عمل قرار بدهند تا هرکس تکلیف خود را بداند.
با وجود قانون ، دولت منتخب مردم در انتخابات گذشته میباشد که صحت انتخابات را در دوره آینده تضمین میکند و اگر شک و شبهه ای در این مورد باشد مجرای قانون را برای بررسی آن انتخاب می کنند نه اینکه بدون ارائه سند و مدرک متولیان اجرای این امر مهم را متقلب نام گذاشته و از طرفی هم قانون را به عنوان بستری برای بررسی آن قبول نداشت در این صورت نمی دانم چه مرجع قابل اعتماد دیگری می ماند که میتواند جوابگوی این گونه مسائل باشد؟
با اشاره به مطالب بالا میتوان در صورتی صحت انتخابات از نظر مخالفان را قابل توجه دانست:
اول اینکه آنها در صدد این باشند که سازمانهای بین المللی از قبیل سازمان ملل نظارت کامل بر روند اجرای انتخابات داشته باشند که در این صورت بسیاری از مسائل مهم کشوری زیر سوال میرود مانند عدم توانائی نظام اسلامی در اداره کشور وحل مسائل داخلی کشور. از طرفی این سوال در اذهان ملت ایران ایجاد میشود که برای چه، اگر ما میخواستیم انتخابات ما را کشورهای بیگانه نظارت بکنند انقلاب کردیم؟
جواب این سوال بسیار آسان است و آن با شعار امام حسین(ع) در روز عاشورا که گفت “هیهات من الذله”داده میشود.
دوم: عکس العمل کشورهای بیگانه با مسئله انتخابات ایران میباشد
در بررسی مطبوعات و رسانه های خارجی و حجم تبلیغاتی آنها در این زمینه (که با مطالعه دقیق مسائل ایران و پیگیری آن از نزدیک بدست می آید) میتوان از همان روزهای اول ثبت نام کاندیدهای انتخاباتی و حتی خیلی قبل پی به انواع ابهامات و سوالاتی که به ذهن آدمی میرسد بردکه جواب ندادن آنها موجبات اتنخاب نادرست را فراهم میکند به همین خاطر آنها با آشنائی از فضای موجود در ایران میخواستند از فضای ایجاد شده نهایت استفاده را ببرند در این بین علاوه بر جریانات بیگانه که ما اکثرا در این جور مسائل از کشورهای استعمار گر مشاهده میکنیم نوع خاصی از این حرکتها در درون کشور شروع شد که نشان از توطئه بسیار سازماندهی شده ای داشت که بدون حمایت همه جانبه از طرف همان عوامل دخیل در جریانات برانداز گونه سایر کشورها همانند گرجستان و…امکان ندارد.
اظهار نظر های بدون مبنا از طرف طرفداران یک سری از کاندیداها قبل از برگزاری انتخابات شک وتردید ما را از نوع فعالیت آنها در کشور صد چندان میکند چرا که مردم در این جور مسائل با پشت صحنه های موهوم و ناشناخته ای روبرو میشوند که احساس خطر از چگونگی جریانات حاکم در جامعه را به عدم کفایت دولت نسبت میدهند واین ضربه ای بزرگ به تمامیت سیاسی کشور وارد میکند.
با توجه به مقدمه بالا ، ما همه میدانیم که استیفای حق در هر جامعه ای دارای مراتب و درجه بندی هایی است که در صورت عدم براورده شدن این اولویت های حقوقی مبنا وبستر قانون که ابزاری برای بدست آوردن حق است مهیا نمی شود.حال شما خود را در جامعه ای بدون امنیت اجتماعی در نظر بگیرید آیا میتوانید در این شرایط به دنبال گرفتن حق خود باشید؟ مطمئنا نه.
مسائله دیگر انتقاد عده ای از طرفداران جناح مقابل در مورد روابط سیاسی ایران در زمان دولت حاضر مییاشد و این سوال را مطرح میکنند که چرا در زمان پیروزی آقای احمدی نژاد در انتخابات دهم تنها تعداد اندکی از کشورهای اروپائی پیام تبریک برای ایشان فرستادند؟
در جواب باید اینگونه متذکر شویم که آیا ملاک درستی یا نادرستی در انتخابات پیام تبریک کشورهای اروپائی میباشد یا اکثریت رای مردم؟که شما دم از ابطال انتخابات میزنید.
وقتی که در طول سالهای جنگ و قبل از آن دچار مشکلات عدیده ای بودیم آیا خبری از این کشورهای بااصطلاح بشر دوست بود که حالا کاسه داغتر از آش شده اند .
مسئله سوم: احیای مهره های سوخته به کمک پیشینه روشن و همراهی با امام خمینی(ره)
اینکه در روند جریانات سیاسی عده ای مغلوب و عده ای پیروز هستند جای هیچ شک و تردیدی نیست ولی باید به این مسئله توجه کنیم که رقابت در عرصه انتخابات ریاست جمهوری سر چه موضوعی باشد تا مردم مغلوب اتنخابات نشوند نه طیف و گروه خاصی.متاسفانه شرایط به گونه ای در ایران رقم خورد که علاوه بر خسارت های مالی و جانی که به مردم و بیت المال وارد شد عده ای بی خبر از خواست مردم خواستند دولت مردان کشورهای استعمارگر به آرزوهای شوم خود که ضربه زدن به اصل نظام وپایمال کردن خون شهدا است برسند واین خواست هیچ یک ازمردم ایران اسلامی نیست.
هیچ وقت نمی توان با استناد به پیشینه روشن کسی به آن اعتماد کرد بلکه باید صلاحیت آن در زمان حال اثبات شود .
امام دیگر به عنوان یک شخصیت ملی مطرح نیست که بتوان با چسبیدن به آن خود را از هر گونه خطا و اشتباهی مبری دانست .امام(ره) امروزه در تمام جهان به عنوان یک قائد و رهبر آزاده شناخته میشود که توانست با دست خالی و با اتکای به نیروی ایمان و مردم تحولات عظیمی را در جامعه جهانی به وجود آورد که هر نظریه پردازی را از تحلیل آن عاجز میکند.
الان زمانی نیست که بتوان به کمک قدرت تبلیغاتی وهزینه های گزاف رای مردم را نسبت به آرمانهای اسلامی عوض کرد و به دنبال آن بود که کسانی را که با فقر مردم فقیر و با غنای آنها غنی نمی شوند روی کار آورد.در واقع آنچه که توسط رای مردم ظاهر میشود اراده آنها جهت پیشرفت و تعالی کشور میباشد نه چیز دیگر.
نتیجه گیری:
هوشیارترین انسانها نسبت به مسائل کشوری وداخلی همان کسانی هستند که فرزندان خود را در هشت سال جنگ تحمیلی از دست داده اند وهیچ وقت اجازه نخواهند داد که عده ای با هزینه های بالا در جهت عوض کردن معیار ها و آرمانهای شهیدان قدم از قدم بردارند. به آتش کشیدن مساجد وابنیه عمومی راهی نیست که بتوان از آن به عنوان حربه ای برای ترساندن مردم و گرفتن امتیاز از آنها استفاده کرد چرا که نه اراده خدا و نه اراده مردم با اراده این قلیل افراد یکی می باشد .
تنها در صورتی میتوان به پیشرفت رسید که رقابت در جهت خدمت رسانی به مردم صورت بگیرد نه برای سیر کردن عده ای که چشم طمع به دارائی این ملت دارند.
مهدی قنبری
نظرات کاربران :
ارسال نظر