سخن بر سر فرهنگ است و وزارتش . این که چه باید بکند این وزارت و چه نباید . چه ببیند و چه نبیند و اصلا چگونه ببیند .دعوای آدم ها نیست که چه کسی بیاید و چه کسی نیاید .مساله این است که کسی که می آید چگونه نگاه می کند .
پس کلامم اگر عمق ندارد و شاید هم کمی پریشان است ؛ خود ببخشید . چون “پا در کفش بزرگان کردن” است و “کار هر بز نیست خرمن کوفتن” ! کلامم کامل و مطلق نیست و آنچه می بینم و به ذهن می آید می گویم :
۱- اول باید ببینیم فرهنگ چیست ؟ و آیا ما فرهنگ داریم و اگر داریم ماهیت آن چیست ؟
واژه فرهنگ آن قدر تحول به خود دیده است و آن قدر معانی فراوان به آن وصله شده است که معنای روشنی ندارد . می توان ساده گفت فرهنگ همان است که باور داریم و انجام می دهیم . یعنی باورها ورفتار های ماست .”در ادبیات کهن فارسی …فرهنگ معنای ظریف تری دارد . در این کاربرد اخلاق ، ارزش و آدب نیز جزیی از معنای کلمه است “(۱)
آیا ما فرهنگ داریم ؟ این “فرهنگ داشتن” یعنی آنچه درون مایه باورها و رفتار ماست متعلق به خود ماست یا وام گرفته از دیگران است ؟
آنچه در نگاه من می آید ، فرهنگ ما معجونی است از فرهنگ های اسلامی و ایرانی و غربی که به هم تنیده اند و البته پوسته ای اسلامی دارد که در جاهایی ضخیم است و و جاهایی فقط پوست است و جاهایی هم … .جاهایی هم شاید شکسته باشد این پوسته اسلامی ! و شترگاوپلنگی شده این فرهنگ ما که اجزایش گاه در تفاهم و تعامل اند و گاه در تکامل و گاه آن چنان در تنازع که نه “گیس برای هم می گذارند و نه آبرو برای ما” . و چه کسی باید ریش سفید این دعوا بشود خدا می داند .
۲- انتخابات گذشت و روزگار شعار های پارادوکسیکال انتخاباتی سر آمد .دوران ارائه آمار در حوزه فرهنگ هم .دیگر مغزمان تاب برداشت از این شعارهای متناقض و بی سر و ته (مثل دولت فرهنگی و فرهنگ غیر دولتیِ موسوی) که دو جزء آن هیچ دخلی به هم ندارند(۲) . از ارائه عدد و رقم هم تهوع گرفتیم و ندانستیم که اگر صد سینما داشتیم و فیلم و محتوای مناسب آن را نداشتیم چه سود دارد این همه کار عمرانی در حوزه فرهنگ ؟
چه می شود که فرهنگ مان سخت دردمند نبود نرم افزار است و ما به جای درمان این همه درد ، خشت بر خشت نهاده ایم و … .
البته این کلام نه فقط با دولت است – که باز خدا خیرشان بدهد اگر نرم افزار ارائه ندادند ، کار عمرانی کردند – بلکه مخاطبش تمام مدعیان و مسئولین و جیب پر شده های فرهنگ این مملکت است .
اما اصل حرف با دولت دهم این است که اگر نگاه دولت به فرهنگ و هنر همان نگاه “آرمانی و عمرانی” باشد ؛ تنها می توان “شعار” داد و “غصه” خورد و به یقین چهار سال بعد چیزی جز آمار و بیلان در سفره مان نیست .
۳- “نهاد فرهنگی ، نهادی است که غیر مستقیم برهمه نهادها اثر می گذارد و با توجه به این که قوام زندگی انسان به فکر،اندیشه،باورها و ارزش ها است…نهاد فرهنگی که باورها و ارزش ها را در جامعه شکل می دهد ، غیر مستقیم بر همه نهاد های اجتماعی و حتی اقتصاد اثر می گذارد “(۳) و اصلا اقتصاد همان فرهنگ است در باب معیشت .
دلیل عمده آن که هرچه در حوزه فرهنگ می دویم و عرق می ریزیم اما به جایی نمی رسیم ریشه در نهادهای فرهنگی ما دارد. فرهنگ ما به گوشت قربانی می ماند که در دست این نهاد ها افتاده است و هریک آن را به سویی می کشد .
صدا و سیما -با آن مخاطب وسیعش- بر طبل خود می کوبد ، معاونت های ارشاد راه خود را می روند ، سازمان تبلیغات اسلامی در عوالم خود سیر می کند ، “بسیج که می توانست بدنه فعال فرهنگی جامعه باشد به دام کمیت افتاده و به حال “انفعال” و شاید هم “استحاله” در آمده و این اواخر هم شهرداری پابرهنه وارد میدان فرهنگ شده و رقص در پارک ها را به کودکان آموزش می دهد ! دانشگاه هاهم از جوانان هر روز پُر تَرمی شوند و در حالی که فضای آنها پر از خلا امور فرهنگی جهت دار است . و البته “شورای عالی انقلاب فرهنگی” هم با آن اسم پر طمطراق و آن اعضای نخبه فرهنگی اش ، خوابش سنگین تر از این حرف ها است که بیدار شود.
و همه این ها در حالی است که ما بهترین فرصت فرهنگی -یعنی تحصیلات ابتدایی و راهنمایی- را از دست می دهیم و “آموزش” همشیه جای “پرورش” را تنگ می کند !
در این شرایط اگر وزیر فرهنگ فقط کمی این نهادها را با هم هماهنگ کند-اگر می تواند- عجب خدمتی کرده است !
۴- دکتر حداد عادل روزی می گفت که درخت فرهنگ همچون درخت گردوست ! شاید سی سالی بکشد تا ثمر دهد .
کسی که بنا است وزیر فرهنگ شود ، اگر شانس بیاورد و گرفتار ایرادهای بنی اسراییلی مجلس نشود و رای بیاورد ، اگر خوش اقبال باشد و در سوانح هوایی کشته نشود و اگر بختش بلند باشد و استیضاح یا برکنار نشود ؛ چهار سال فرصت دارد . پس صبر در کارهای فرهنگی -اگر کاری بلند مدت برنامه ریزی و انجام بشود-لازم است .
۵-مقام معظم رهبری (حفظه الله) یکی دو سال قبل به آقای صفار هرندی فرمودند شما فرش نجسی را تحویل گرفتید و روی همان نشستید .
پس وزیر فرهنگ-هر که هست-باید ابتدا عین نجاست را برطرف کند و سپس فرش را آب بکشدو پاک کند .
اما این نجاست ها چیست ؟
(۱)انقلاب اسلامی،جهشی در تحولات سیاسی تاریخ-محمد تقی مصباح یزدی-صفحه۴۴۶
(۲)شاید دکتر حداد عادل را سر پل صراط بگیرند به خاطر بدعتی که با مقاله “فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی” در ادبیات فارسی به جا گذاشت !
(۳) انقلاب اسلامی،جهشی در تحولات سیاسی تاریخ-محمد تقی مصباح یزدی-صفحه۴۵۷
نظرات کاربران :
ارسال نظر