آ. م
صحبت های مقام معظم رهبری در بیست و یکمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) در واقع بیان همان اصول انقلاب اسلامی و در واقع تعیین خط قرمزها و بیان شاخص های انقلاب اسلامی جهت تمیز دادن پیروان راستین خط امام با غیر آنها بود.
شاخص هایی که معظم له بیان نمودند همه در یک کلمه آن هم امام (ره) خلاصه می شود. در واقع ایشان شخصیت امام خمینی(ره) را به عنوان شاخص بیان نمودند که در ابعاد شخصیتی امام(ره) موارد زیر را متذکر شدند:
اسلام ناب محمدی که همان اسلام مدافع ستمدیدگان و پابرهنگان است و اسلام آمریکایی که موضع عکس اسلام ناب محمدی یعنی مدافع زورگویان و ستمگران عالم است.
مقام معظم رهبری(مدظله) در توضیح همین بعد از شخصیت امام(ره) می فرماید:
«فکر اسلام ناب، فکر همیشگى امام بزرگوار ما بود؛ مخصوص دوران جمهورى اسلامى نبود؛ منتها تحقق اسلام ناب، جز با حاکمیت اسلام و تشکیل نظام اسلامى امکانپذیر نبود. اگر نظام سیاسى کشور بر پایهى شریعت اسلامى و تفکر اسلامى نباشد، امکان ندارد که اسلام بتواند با ستمگران عالم، با زورگویان عالم، با زورگویان یک جامعه، مبارزهى واقعى و حقیقى بکند. لذا امام حراست و صیانت از جمهورى اسلامى را اوجب واجبات میدانست. اوجب واجبات، نه از اوجب واجبات. واجبترین واجبها، صیانت از جمهورى اسلامى است؛ چون صیانت اسلام – به معناى حقیقى کلمه – وابستهى به صیانت از نظام سیاسى اسلامى است. بدون نظام سیاسى، امکان ندارد.»
پس حفظ نظام اوجب واجبات و مهمترین عمل در این نظام مبارزه با زورگویان عالم که در واقع همان اسلام ناب محمدی به تعریف امام است، می باشد.
در این رابطه رهبر معظم دعای ۴۴ صحیفه سجادیه را قرائت فرمودند:
«پروردگارا! از تو میخواهیم که با همهى دشمنانِ خودمان صلح کنیم، سلم و مدارا پیشه کنیم. بعد بلافاصله میفرمایند: «حاشى من عودى فیک و لک فأنه العدوّ الّذى لانوالیه و الحرب الّذى لانصافیه»؛ مگر آن دشمنى که من به خاطر تو با او دشمنى کردم، در راه تو با او دشمنى کردم. این دشمنى است که ما هرگز با او دم از آشتى نخواهیم زد و دل ما با او صاف نخواهد شد.»
در ادامه رهبر از طرد شدن کمونیستها، لیبرال مسلک ها و دلباختگان به غرب و همچنین مرتجعین به عنوان نمونه مثال میآورد که البته پرواضح است که هر مسلک و مکتبی که در تضاد با اسلام باشد به دلیل دافعه بر پایه اسلام طرد شدنی است.
رهبر معظم در ادامه به این نکته اشاره میکند که تولّى و تبرّى در عرصهى سیاست هم باید تابع تفکر و فکر و مبانى اسلامى و مذهبى باشد
درباره این شاخص توضیحات مقام معظم رهبری بسیار شیواست و آن اینکه:
«دربارهى زیدى که شما او را قبول ندارید، دو جور میشود حرف زد: یک جور آنچنانى که درست منطبق با حق است، یک جور هم آنچنانى که در آن آمیزهاى از ظلم وجود دارد. این دومى بد است، باید از آن پرهیز کرد. درست همانى که حق است، صدق است و شما در دادگاه عدل الهى میتوانید راجع به آن توضیح دهید، بگوئید، نه بیشتر. این یکى از خطوط اصلى حرکت امام و خط امام است که ماها باید به یاد داشته باشیم.»
که این نقش هم در تصمیمات کلان کشور و هم در ابعاد کوچکتر قابل مشاهده است. مثلا در مبحث انتخابات های مختلفی که در طی این سال ها برگزار شد و شرکت تصمیم گیری مردم برای سرنوشت خود کاملا هویداست.
که رهبری در این باره اینچنین توضیح میدهد:
«این معنایش این است که بوى خوش این پدیدهى رحمانى باید در دنیا پراکنده شود، ملتها بفهمند که وظیفهشان چیست، ملتهاى مسلمان بدانند که هویتشان چگونه است و کجاست.»
بعد از آن رهبری در مورد موضع گیری امام در قضیه فلسطین و مطرح کردن اسرائیل به عنوان غده سرطانی و لزوم ریشه کنی آن سخن به میان می آورد.
این موضع گیری امام در واقع بیدارکننده منطق و بعد عقلانی انسان هاست درست مثل همان کاری که حضرت ایراهیم با سکشتن بت ها و قراردادن تبر بر دوش بت بزرک انجام داد و انسان ها را بیدار کرد.
امام نیزبا این موضع گیری چنین کاری را انجام داد چرا که اسرائیل به پشتوانه قدرتمندان زورگو کاری بر خلاف عقلانیت و انسانیت انجام داده است و جامعه جهانی باید این را بفمد و علیه اسرائیل و دایه هایش موضع بگیرد.
رهبری در ادامه می فرماید:
«گذشته مال آن وقتى است که حال فعلى معلوم نباشد. انسان به آن گذشته تمسک کند و بگوید: خوب، قبلاً اینجورى بوده، حالا هم لابد همان جور است. اگر حال فعلى اشخاص در نقطهى مقابل آن گذشته بود، آن گذشته دیگر کارائى ندارد»
این ۶ شاخصه ای که به فرموده مقام معظم رهبری(مدظله) به عنوان مهمترین شاخصهای خط امامی بودن مطرح شد در واقع حساب ما را با بسیاری از سران سیاسی و مدعیان پیروی ار خط امام(ره) روشن می سازد.
حال با معیارهایی که بیان شد بایستی به بررسی چند اتفاق بپردازیم:
با توجه به ادله بالا مشخص می شود که جریان فتنه و حامیانشان حتی یکی از معیارهای پیروی از خط امام را ندارند.
از دیگر شخصیت هایی که می توان آن را با محک خط امامی سنجید جناب سید حسن مصطفوی نوه امام(ره) است:
ایشان در هنگامی که جریان فتنه عکس امام را آتش زدند هیچ موضع گیری نکردند.
در آن هنگام که تمام معاندین نظام از این جریان حمایت کردند و این جریان فتنه مدعی پیروی از خط امام را می کرد هیچ موضع گیری نکردند.
تنها هنگامی که مستند شاخص در تلویزیون در جهت روشنگری جریان خط امام(ره) پخش شد که کاملا مستند نیز بود، ایشان در موضعگیری خود نه تنها تشکر نکردند بلکه به پخش این مستند اعتراض و مدعی تحریف تاریخ شدند.
با این اوصاف باید از ایشان سوال کرد آیا تنها نوه امام بودن برای در خط امام(ره) بودن کافی است؟
چه جوابی در برابر سکوت خود در مسائل اخیر که جز به معنای حمایت از جریان فتنه نیست دارید؟
بعد از آنکه مردم فهیم و با بصیرت ایران اسلامی در بیست و یکمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) اجازه ادامه سخنرانی به ایشان را ندادند ایشان با اعلام اینکه هنوز ۲۰ سال از وفات امام(ره) نمی گذرد در واقع دست به مظلوم نمایی زد. این در حالی است که اولا بیست و یکمین سالگرد رحلت امام(ره) بود و بیست سال بیشتر از رحلت امام(ره) می گذرد(!) ثانیا شما تنها مدعی پیروی از خط امامید و در عمل خلاف آن را ثابت کردید پس دیگر نیازی به سخنرانی کسی که پیروی خط امام نیست وجود ندارد.
موضع گیری علی مطهری نماینده مجلش شورای اسلامی نیز در نوبه خود جالب توجه است. ایشان با برخوردی شتاب زده و قیاس های مع الفارغ و توهین آمیز مردم را به لشکریان عمر سعد که اجازه سخنرانی به نوه پیغمبر را ندادند تشبیه کرده و سخنرانی نکردن سید حسن مصطفوی را به نبود آرادی بیان ربط داده است. در این باره بایستی چند سوال را از ایشان پرسید:
تمام این سوالات که نه سوال که استفهام انکاری است تنها نشان از بی بصیرتی و اتخاذ مواضع شتاب زده توسط علی مطهری را دارد که به دلیل بی بصیرتی و خود را در موضع بالاتر از مردم قرار دادن، اجازه هر گونه توهین به مردم، رئیس جمهور منتخب مردم را به خود می دهند.
نظرات کاربران :
ارسال نظر