بسمه تعالی
قبل از اینکه طوفان خسارات زیادی به بار بیاورد باید اطلاع رسانی کرد. حتی اگر طوفان در عرصه فرهنگ باشد. برای همین دارم خلاف سنتی که برای خودم تعریف کرده ام تند و تند می نویسم. عرض می کنم چه شده است.
دور و بر ایام برگزاری نمایشگاه نام دو کتاب بیشتر سر زبان بچه ها بود. “نه ده” حسین قدیانی و “نفحات نفت” رضا امیرخانی. نفحات نفت را خیلی پیشتر شنیده بودم که بالاخره می آید و مشتاق بودم مثل بقیه آثار امیرخانی بخرمش، علی الخصوص که با مقاله “فوتبال نفتی” از همین کتاب خیلی حال کرده بودم.
شنیده بودم که عده ای از بچه ها “نه ده” را توی نمایشگاه می خریده اند تا فعلا این کتاب رکورد نفحات نفت را بشکند. رفیق هم خانه ما هم -البته نه به این نیت- “نه ده” را خرید و دو سه روزی که دست من بود و می خواندمش توی حظ جملات عجیب حسین مستغرق بودم تا اینکه بعد یک هفته “نفحات نفت”ی را که به یک بنده خدایی سفارش داده بودم به دستم رسید.
حاجی تان آدم جوشی مزاجی نیست و علی القاعده وقتی توی کتاب امیرخانی می خواند که “سالهاست که در هیچ انتخاباتی نامزدی خارج از جریان نفت نداشته ایم” خودش را یک جوری نگه می دارد و توجیه می کند این جمله عجیب را برای …
بعد هم که بخواند “سرمایه لیز می خورد به سمت زمین های شهرستان و نام سرمایه گذار ملک را تبدیل می کند به زمین خوار” باز هم شیطان را لعنت می کند که این چرا باید ربطی به شاکیان آن بنده خدای معمم سیرجانی دائم الحبس داشته باشد …
حتی اگر بخواند “در رای گیری برای دولت دهم سال ۱۳۸۸ که دولت شیرهای نفتی را روی پس مانده احزاب مخالف بسته بود این دانشگاه آزاد بود که به عنوان سیبل دولتی ها مورد هدف گیری قرار گرفت و اگر نبود نفوذ هیئت امناء و سیاست ورزی مدیران به راحتی در هجمه دولتی حذف می شد” از موضع ان بعض ظن اثم احتمال می دهد که امیرخانی فیلم “هادوی” را ندیده لابد …
ولی جایتان خالی … اگر آدم از پای “نه ده” حسین پا شود برود لای “نفحات نفت” رضا را باز کند و مثلا بیاید “دعوای مهرورزی و سبز همین دعوای بیهوده نفتی با نفتی است” چکار می کند؟
دارم از همین می ترسم. رضا سوتی های ناجوری داده توی این کارش. نمی دانم دلش از برخورد دولت با سمپاد پر بوده یا از بی برنامگی در بخش فرهنگ عصبی شده یا اینکه همان عجولیت قدیمی کار دستش داده یا … و شک ندارم بروبچ اول “نه ده” را خریده اند و یقین دارم تا تمام نشود نمی روند سراغ “نفحات نفت” و مطمئنم این مطلب توجیه کننده آرامش قبل از طوفان فعلی است!
یک فکری باید کرد برای اینکه فضا احساسی نشود. رضا کتاب بدی ننوشته، چهار تا مطلبی که گفتم البته نباید باعث شود که نقاط قوت “نفحات نفت” را – که کم هم نیستند – نبینیم. هرچند نقاط ضعف دیگری هم دارد این کتاب که پا به پای نکات مثبت می آید و … خدا خودش رحم کند!
غرض از اطاله کلام، ما و دوستان غیرتی مان این اواخر به خاطر فشار روانی ناشی از ریزشهای صورت گرفته در نظام کم طاقت شده ایم. دیر بجنبیم امیرخانی زیر حمله هایمان له شده رفته پی کارش یا رفته آنجاها که نباید برود! حواستان باشد کار نقد این کتاب پر نقد به جاهای باریک نکشد!
در همین راستا نسخه مفصل نقد نفحات نفت در چند روز آینده جای این مطلب را می گیرد.
نظرات کاربران :
یک نظر
بسیار مطلب بدی است. کار امیرخانی سیاسی نیست. سیاسی میخوانید
ارسال شده در: ۱۶ خرداد ۱۳۸۹ ساعت: ۲:۵۳ ب.ظ
ارسال نظر