
به گزارش خبرنگار بسنا، دکتر امیر عرفانی استاد جمعیت شناسی دانشگاه نیپیسینگ کانادا و استاد وابسته دانشگاه بوعلیسینا در نشست علمی دفتر منطقه غرب انجمن جمعیت شناسی ایران، گفت: تغییرات اخیر درکاهش باروری در کشورهای دنیا و بخصوص ایران متأثر از عوامل فرهنگی و اجتماعی هم بوده است که کمتر به آنها پرداخته شده است، به دلیل اینکه عوامل فرهنگی و اجتماعی به سختی سنجیده میشوند و شاخصهای استاندارد برای تمام کشورهای دنیا ندارند.
وی مطرح کرد: بر اساس دادههای ثبت احوال، مرکز آمار و پیمایش سلامت و جمعیت ایران، میزان نرخ موالید تا ۳ الی ۴ سال پس از انقلاب اسلامی با افزایش مواجه بوده اند، ولی بعد از آن مردم به صورت ارادی به کنترل بارور یپرداختند که این مسئله در اقشار تحصیل کرده و شهر نشین بیشتر به چشم میخورد. این کاهش ارادی باروری پس از اجرای برنامه تنظیم خانواده شدت بیشتر گرفت تا اینکه باروری ایران درسال ۱۳۷۹ به زیر سطح جایگزین رسید و در حال حاضر به پایینترین سطح خود رسیده است.
عرفانی افزود: طبق برآوردهای بنده در سال ۱۳۷۹ باروری از ۲ فرزند به ازای هر خانم واقع در سن ۴۵-۱۵ سال به ۱.۶ فرزند در سال ۱۳۹۰ و طبق برآورد اخیر مرکز آمار به ۱.۷ فرزند در سال ۱۳۹۸ رسیده است. مطابق با این دادهها میتوان به این نتیجه رسید که ایران به زیر سطح جایگزین رسیده است.
وی تاکید کرد: روند کاهش باروری چیزی نیست که خاصایران باشد، بلکه در سراسر جهان اتفاق افتاده و ادامه دارد؛ پیش بینی میشود تا سال ۲۰۵۰ بیشتر کشورهای جهان باروری زیر سطح جایگزین داشته باشند.
وی خبر داد: از سال ۱۳۸۵ تا کنون ما در بهترین موقعیت به لحاظ تعداد نیروی آماده به کار بوده و هستیم، اما سال به سال جمعیت جوان زیر ۱۵ سال رو به کاهش است و جمعیت سالمند به صورت خزنده افرایشی است. این روند در ایران و جهان پس از هر انفجار جمعیتی رخ میدهد، در حال حاضر انبوهی از سنین دوره میانسالی و سنین کار داریم که بزرگترین هدیه به ایران است.
این استاد دانشگاه بیان داشت: در ایران دو گذار جمعیتی وجود دارد که اولین آن کامل شده و در حال ورود به دومین گذار جمعیتی هستیم. گذار اول را عبور از بحران میگویم که در این گذار ما شاهد انفجار جمعیت بوده ایم، در گذار دوم جمعیت که در حال ورود به آن هستیم، باروری زیر سطح جایگزین است.
وی گفت: طبق داده های سازمان ملل، در سال ۱۳۲۹ ایران بالاترین میزان باروری و مرگ و میر را داشته و رشد جمعیت در حد پایینی بوده است؛ به موازات اینکه مرگ و میر کاهش پیدا میکند و انقلاب اسلامی به وقوع میپیوندد، باروری افزایش مییابد. ما دراین دوره با انفجار جمعیت مواجه هستیم که رشد جمعیت به ۳.۲ درصد میرسد.
عرفانی متذکر شد: در این زمان دولتمردان با توجه به فشارهای اقتصادی تصمیم گرفتند، سیاستهای کنترل رشد جمعیت را اعمال کنند که پس از آن سطح باروری به پایینترین سطح خود میرسد؛ چرا که امکانات اساسیمورد نیاز زندگی برای جمعیت در شرایط جنگ تحمیلی بسیار محدود شده بود و دولت نمیتوانست آن را تامین کند، به همین دلیل به سمت برنامههای کنترلی روی آوردند.
وی افزود: هدف این برنامه آن بود که باروری از حدود ۶ فرزند در سال ۱۳۶۵ به ۴ فرزند تا سال ۱۳۹۰کاهش یابد و در این مدت رشد جمعیت از ۳.۲ به ۲.۳ درصد در سال ۱۳۹۰ کاهش پیدا کند؛ اما در واقعیت این ارقام کمی متفاوت است به طوری که باروری به ۲ فرزند در سال ۱۳۷۹ و سپس به ۱.۶ فرزند در ۱۳۹۰ رسید و رشد جمعیت به ۱.۳ درصد در سال ۱۳۹۰ رسید؛ در حال حاضر رشد جمعیت به زیر ۱ درصد و عدد ۰.۹۶ درصد رسیده است.
دکتر عرفانی ادامه داد: ایران در حال حاضر از انفجار جمعیت عبور کرده و با باروری زیر سطح جایگزین مواجه شده است که مسأله جدی است، البته یک روند طبیعی است.
وی تصریح کرد: تحقیقات نشان داده که هزینههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی برای حل مسأله باروری زیر سطح جایگزین به مراتب کمتر از هزینههایی است که صرف مقابله با بحران انفجار جمعیت میشود؛ بنابراین میتوان گفت ایران پایان گذار اول جمعیتی را پشت سر گذاشته است.
استاد جمعیت شناسی دانشگاه نیپیسینگ کانادا گفت: در گذار دوم جمعیتی یک سری شرایط جمعیتی و یک سری شرایط فرهنگی و اجتماعی اتفاق میافتد که شاخصهای گذار دوم جمعیتی هستند.
وی خبر داد: در حال حاضر بین سطح پایین موالید و مرگ و میر فاصله وجود دارد؛ بنابراین از لحاظ شاخصهای جمعیتی، ایران به تازگی به گذار دوم جمعیتی وارد شده است، این در حالی است که در بین برخی کشورهای اروپایی سطح مرگ و میر بیشتر از موالید است.
این استاد وابسته به دانشگاه بوعلیسینا گفت: در نتیجه میتوان گفت رشد جمعیت این کشورهای اروپایی رو به کاهش است در حالی که ایران هنوز به آن مرحله نرسیده است چرا که همچنان رشد جمعیت در ایران مثبت است و هنوز میزان تولد از مرگ و میر بیشتر است هر چند به طور کلی این نرخ رشد هم کاهش پیدا کرده است. کشورهایی که با کاهش نرخ تولد مواجه هستند برای جبران این کاهش و کمبود نیروی کار به مهاجرپذیری روی آورده اند و کشورهایی که وارد گذار دوم جمعیتی شده اند، نرخ مهاجرپذیری آنها مثبت است؛ مانند: آلمان، کانادا، استرالیا.
وی تصریح کرد: بعضی از دانشمندان معتقد هستند گذار سوم جمعیتی هم وجود دارد و آن روند مهاجرپذیری کشورها است که ایران در حال حاضر به لحاظ شاخصهای جمعیتی هنوز به طور کامل وارد گذار دوم جمعیتی نشده و با وجود آنکه ایران پناهنده میپذیرد، اما کشوری مهاجر پذیر نیست.
عرفانی بیان کرد: من مقایسهای بین شاخصهای جمعیتی کشور ایران و کانادا برای سال ۱۳۹۸ انجام داده ام؛ کشور کانادا سالها است که با باروری زیر سطح جایگزینمواجه بوده است به همین دلیل سالهای زیادی است که مهاجر میپذیرد تا کسری موالید خود را جبران کند.
وی گفت: میزان مرگ و میر خام در ایران ۴.۸ مرگ در ۱۰۰۰ نفر جمعیت و در کانادا ۱۰مرگ در ۱۰۰۰ نفر جمعیت است، در ایران رشد طبیعی جمعیت ۰.۹۶ درصد است و در کانادا این میزان ۰.۲۵ درصد است که این موضوع باعث میشود این کشور به مهاجرپذیری روی بیاورد.
وی اظهار داشت: نرخ باروری در ایران ۱.۷ فرزند و در کانادا ۱.۵فرزند است؛ ساختار سنی دو کشور هم متفاوت است به طوری که در ایران ۲۴ درصد از کل جمعیت زیر ۱۵ سال و در کانادا ۱۶ درصد است؛ در ایران ۶ درصد از جمعیت ۶۵ سال و به بالا و در کانادا ۱۸ درصد است.
عرفانی تاکید کرد: جمعیت دنیا دچار چرخش فرهنگی و اجتماعی در تشکیل خانواده و فرزندآوری شده است به این معنا که از ارزشهای سنتی به سمت ارزشهای مدرن تغییر گرایش داده اند، در گذشته ارزشهای سنتی بیشتر توجه به خانواده گرایی داشته و ارزشهای مدرن به فردگرایی تمرکز دارد.
وی افزود: در باور ارزشهای سنتی، ازدواج زن و مرد تنها شکل مشروع تشکیل خانواده بود در حالی که در ارزشهای مدرن، اشکال مختلفی از خانواده وجود دارد.
وی بیان داشت: در گذشته تشکیل خانواده هدف اصلی از رابطه بین زن و مرد بوده و امروزه ارضاء نیازها و اهداف فردی هدف اولیه از این رابطه است، بنابراین میتوان گفت بر خلاف گذشته که "ما" محوری وجود داشته امروزه "من" محوری حاکم است.
عرفانی گفت: در گذشته ما با اشتغال پایین زنان و امروزه با اشتغال بالای آنها در اکثر کشورهای دنیا مواجه هستیم؛ اگر چه در ایران هنوز تنها ۱۵ درصد خانمها شاغلند، ولی تمایل شدید برای اشتغال در آنها دیده میشود.
استاد جمعیت شناسی دانشگاه نپیسینگ کانادا برشمرد: افزایش طلاق، کاهش ازدواج، عدم تمایل به ازدواج، ظهور ازدواجهای سفید، استفاده از روشهای پیگیری از بارداری و سقط جنین، چرخش از ارزشهای جمع گرایی به فرد گرایی، رشد خانوادههای بدون فرزند یا تک فرزند، روابط غیرنکاحی بین جوانان و... پدیدههایی است که از جمله عوامل ورود به شرایط باروری زیر سطح جایگزین است که این عوامل در ایران نیز کم و بیش دیده شده است، اما چیزی که ایران را با سایر کشورها متمایز میکند، اشتغال پایین خانمها با توجه به انگیزهی بالای اشتغال زنان است که این موضوع به کاهش باروری و نخواستن فرزند بیشتر موجب شده است.
وی گفت: علاوه بر آن در ایران به تاخیر انداختن ازدواج، جلوگیری از باروری، نازایی پس از زایمان و سقط جنین دلایل مستقیم (بلافصل) کاهش جمعیت در ایران است.
وی تصریح کرد: در سال ۱۳۹۳ علی رغم محدود شدن ارایه خدمات دولتی تنظیم خانواده همچنان ۶۵ درصد کاهش میزان باروری مربوط به پیشگیری از بارداری است، چرا که ۵۵ درصد آن مربوط به استفاده از روشهای طبیعی، کاندوم و قرص میشود که حمایتهای دولتی در آن نقشی ندارد. روشهای ارائه شده برای پیشگیری از بارداری از سوی دولت (که یشتر به اقشار آسیب پذیر اقتصادی اجتماعی دارای تعداد فرزند بالا و زنان با بارداری پرخطر است، تنها ۷ درصد در کاهش باروری نقش دارند. تحقیقات نشان داده است که علی رغم محدودیت در ارایه خدمات دولتی بهداشت باروری به خانمها، زوجین به طور ارادی تمایل به کنترل باروری دارند؛ و محدودیت در ارایه خدمات پیشگیری و سقطهای قانونی نقش چندانی در افزایش باروری ندارد و برعکس اغلب موجب به خطر افتادن سلامت مادر و جنین میشود.
عرفانی یادآور شد: فاصله گذاری فرزندان اول تا چهارم در دوران ۴ الی ۵ سال پس از انقلاب کمتر به چشم میخورد، اما پس ازآن بیشتر خانمهای تحصیل کرده و ساکن نقاط شهری به طور ارادی و بدون هیچ برنامه تنظیم خانواده دولتی، اقدام به فاصله گذاری بین فرزندان دوم و به بالا کردند، درحالیکه فاصله بین ازدواج و تولد فرزند اول تا سال ۱۳۷۹ کوتاه بوده است؛ اما پس از آن فاصله گذاری فرزند اول افزایش مییابد و فرزندآوری به تاخیر میافتد.
وی نتیجه گرفت: از تمام این آمار و برآوردها نتیجه میشود که فرآیند همسرگزینی و ازدواج بر موضوع باروری موثر است و روابط جنسیتی و باروری در حال تحول است، بنابراین در سیاستگذاریهای کلان جامعه باید نگاهی جامع به موضوع تغییرات فرهنگی و اجتماعی در تشکیل خانواده و روابط جنسیتی داشت، چرا که نمیتوان تحولات موجود و آینده را نادیده گرفت.
وی ادامه داد: این سیاستها شامل سیاستهای تشویقی (ارایه خدمات اقتصادی و رفاهی) و تنبیهی (مانند محدود کردن خدمات دولتی کنترل موالید و سقطهای قانونی) است که طبق شواهد کمترین تاثیر را بر افزایش باروری زیر سطح جایگزین داشته است.
عرفانی در پایان گفت: دستهی آخر، سیاستهای انطباقی است که سازگاری خدمات اجتماعی مرتبط با سن با جمعیت سالخورده را هدف گذاری میکند. برای مثال به نظامهای بازنشستگی، تامین اجتماعی، آموزشی و سلامت. تمام این سیاستهای گفته شده لازم است از نقطه نظر تحولات فرهنگی و اجتماعی در عرصه تشکیل خانواده و فرزندآوری بررسی و تجدید نظر شوند تا بتوان سیاستهای جمعیتی واقع بینانهتر برای رویارویی کارشناسی شده با باروری زیر سطح جایگزین تدوین و اجرا کرد. البته پس از اجرای آنها، این سیاستها لازم است پیوسته مطابق تحولات جمعیتی جدید مورد ارزیابی و بازبینی قرار گیرند.