پایگاه خبری دانشگاه بوعلی سینا- بسنا

تعداد بازدید: ۴۴
|
کد خبر: ۴۹۷۴
مرجع تقلید و مفسر قرآن کریم گفت: باطن روزه انسان را‌ به مقامی می‌رساند که مخاطب خداوند قرار می‌گیرد؛ چنان‌که‌ اگر تاکنون در روز می‌گفت: «ای خدا»، خدای سبحان هنگام‌ افطار‌ به‌ او می‌گوید: «ای بنده من».
تاریخ انتشار: ۱۰:۴۷ - ۰۹ ارديبهشت ۱۴۰۰
به گزارش بسنا، آیت‌الله عبدالله جوادی آملی اظهار داشت: ماه مبارک رمضان مستقیما‌ً به خـداوند سـبحان اسـتناد دارد. تنها ماهی که نام آن در قرآن کریم آمده ماه مبارک رمضان است و خدای سـبحان این ماه مبارک را به «نزول قرآن کریم» معرفی کرد: «شهر رمضان الذی انـزل فیه القرآن».

وی افزود: معلوم می‌شود کـه عظمت ماه مبارک رمضان به نزول قرآن کریم است، نه روزه گرفتن. قرآن کریم احکام و حکمی دارد که یکی از آن‌ها روزه گرفتن است. ماه مبارک رمضان ماه نزول قرآن کریم است. انسان در این ماه میهمان خداوند است و خدای سبحان نیز در این ماه مبارک غذایی به نام «قرآن» برای انسان‌ها فرستاده است.

این مرجع تقلید خاطرنشان کرد: از رسول گرامی صلی الله علیه و آله چنین نقل شده است: قرآن کریم غذای آماده الهـی اسـت، قرآن کریم سفره نیست که هر کسی غذای خود را به همراه آورد و در سفره قرآن بخورد بلکه غذایی است لذیذ و آماده، خداوند سبحان ما را به خواندن قرآن کریم در این ماه فراخوانده است و بـا ما در این ماه مبارک سخن می‌گوید. بزرگان اهل معرفت می‌گویند گرچه روزه گرفتن دشوار است، لکن لذت شنیدن این ندای خداوند سبحان که می‌فرماید: «یا ای‌ها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام...» خـستگی و رنج روزه گرفتن را از انسان می‌گیرد.

هر عبادتی ظاهر و باطنی دارد

وی همچنین عنوان کرد: هر عبادتی یک ظاهر و یک باطن دارد که ظاهر آن را احـکام واجـب و مـستحب و باطن آن را اراده و نیت می‌دانند. قرآن کریم علاوه بر آنکه ما را به ظواهر عبادات دعوت کرده است، بـا «اسـرار عـبادات» نیز آشنا فرموده است، اما درباره روزه همان‌طور که اصل روزه گرفتن و مـاه و سـاعت شروع و ختم آن و همچنین خصوصیات آن را تبیین کرد، فرمود: «من شهد منکم الشهر فلیصمه»؛ اگر کسی مـاه مـبارک رمضان را درک کرد، باید روزه بگیرد. در بخش دیگر نیز فرمود: «و اتمو الصیام الی اللیل»؛ یـعنی تـا شب روزه بگیرید، اما سرّ روزه گرفتن را چـنین تـبیین فـرمود‌: «.. لعلکم تتقون، و لعلکم تفلحون»؛ روزه بـگیرید تـا تقوا پیدا کنید.

آیت‌الله جوادی آملی بیان کرد: از سوی دیگر تقوا را مدار کرامت می‌داند؛ هر انسان باتقوا کـریم اسـت و هرکه تقوای او برتر و بیشتر بـاشد گـرامی‌تر است‌: «ان اکـرمکم عـند الله اتقیکم» بنابراین باطن روزه این است کـه انـسان را کریم می‌کند و کرامت از اوصاف برجسته فرشتگان است و این انسان کریم گناه نـمی‌کند زیـرا تن دادن به معصیت با کـرامت او سازگار نیست. وجود مـبارک رسـول گرامی صلی الله علیه و آله فرمود: خـوشا بـه حال کسی که به عبادت عشق ورزیده با آن معانقه کند (دست به گـردن عـبادت باشد) و او را با تمام وجود لمـس کـند، خـوشا به حال روزه‌داری کـه عاشق روزه باشد. در بعضی روایـات آمـده است که روزه بگیرید برای آن‌که طراوت و خرمی و شادابی غیر ماه مبارک رمضان را از دست بـدهید، زیـرا یک نشاط کاذب است وقتی انـسان روزه گـرفت و به آن عـلاقه پیـدا کـرد و به آن دل بست، کم‌کم بـه باطن روزه پی می‌برد.

لقای حق؛ درجه عالیّه سرّ روزه

این مفسر برجسته قرآن کریم تبیین کرد: باطن روزه انسان را به «لقای حق» می‌کشاند که خداوند سبحان فرمود: «الصـوم لی و انـا اجزی به»؛ چنین تعبیری تنها دربـاره روزه وارد شـده اسـت. انـسان در روزه گرفتن ابتدا از درجـه ضـعیف آن اسرار آغاز می‌کند؛ سپس به درجه عالیه سرّ روزه می‌رسد که «لقای حق» است.

روزه برای این نیست که انسان گرسنه و تشنه شود

وی در ادامه تشریح کرد: روایات ائمه مـعصومین عـلیهم السـلام یک سلسله از حکمت‌های ظاهری روزه را بیان مـی‌کند، «هـشام بـن حـکم» از وجـود مـبارک امام صادق سلام الله علیه می‌پرسد: چرا روزه گرفتن بر مردم واجب شد؟ حضرت در پاسخ چنین می‌فرماید: خداوند روزه را واجب کرد تا فقیر و غنی هردو در امساک یکسان باشند، هـردو نباید بخورند و بیاشامند، زیرا افراد توانگر که همیشه سیرند، رنج گرسنگی را تحمل نکرده‌اند؛ لذا از طریق روزه گرفتن رنج گرسنگی را تحمل می‌کنند تا درد گرسنگان را بچشند؛ زیرا کسی که وضع مالی او خوب است و هـروقت هـرچه بخواهد در اختیار اوست، هرگز گرسنه نیست، بنابراین درد گرسنگی گرسنگان را احساس نمی‌کند و با گرفتن روزه درد فقرا را احساس و با آن‌ها همکاری خواهد کرد. این نازل‌ترین درجه روزه گرفتن است، انسان در غیر ماه مـبارک رمـضان نیز نباید آنقدر بخورد که همیشه سیر باشد و درد گرسنگی گرسنگان را نچشد، یا بی‌خبر باشد و نداند که در جهان چه می‌گذرد. این قدم اول است، خـدای سـبحان می‌خواهد از طریق روزه گرفتن بین هـمه مـردم مساوات برقرار کند که همه از درد گرسنگی و رنج تشنگی با خبر شوند. این حدیث شریف با ما با زبان ما سخن گفته است نه آنـ‌که سـرّ عمومی را بیان فرموده بـاشد زیـرا اگر علت روزه این است پس فقرا که همواره گرسنه‌اند چرا روزه بگیرند؟ روزه برای این نیست که انسان گرسنه و تشنه شود، اگر کسی چیزی به دست نیاورد و گرسنه و تشنه ماند، رنج گرسنگی را تـحمل کـرده است. اما این آن روزه‌ای نخواهد بود که انسان را به تقوا و فلاح و در نتیجه به کرامت، که وصف ممتاز فرشتگان است می‌رساند، این عبادت، قدم اول است.

آیت‌الله جوادی آملی اضافه کرد: از وجود مبارک امام باقر سلام الله عـلیه رسـیده است کـه دین پنج پایه دارد که یکی از آن‌ها «روزه گرفتن» است. اکنون این سؤال مطرح می‌شود که آیا این روزه گـرفتن (صوری و ظاهری) که با خوردن یک قطره آب باطل می‌شود پایه ایـن اسـت یـا آن باطن و سرّ روزه پایه دین به شمار می‌رود؟ همچنین از وجود مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین نقل شـده اسـت که: «الصوم جنه من النار» روزه به منزله سپری در مقابل آتش است، هم آتـش شـهوت در دنـیا و هم آتش جهنم در آخرت؛ این‌ها ناظر به بعضی اسرار و گوشه‌های درونی روزه است. در حدیث قدسی چـنین آمده است: «الصوم لی و انا اجری به.» روزه مال من است و من به آن جـزا می‌دهم. همه اشیاء و مـوجودات جـهان امکان از آن خداست، چیزی در جهان آفرینش نیست که ملک خدا نباشد و، چون همه موجودات جهان مخلوق اوست. «الله خالق کلی شی»؛ در نتیجه مملوک او نیز خواهد بود. «ام من یملک السمع و الابصار»

وی در ادامه گفت: بـنابراین، سرتاسر جهان خلقت ملک خداست و همه اعضا و جوارح ما نیز سپاه و ستاد حق است. اما این تعبیر که فرمود: «روزه مال من است» ناظر به خصوصیتی است، روزه‌ای که صائم دارد ملک و مـال خـداست یک وقت انسان از سحر تا افطار امساک می‌کند که درجه نازل روزه‌داری است، محور تلاش و کوشش او این است که حداکثر در قیامت نسوزد یا وارد بهشت شود بهشتی که: «جنات تجری مـن تـحتها الانهار»؛ اما او را به آن بهشت مخصوص که: «فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی» راه نخواهند داد.

وقتی روزه مال خداوند بود، به روزه‌دار چه می‌دهد؟!

این مرجع تقلید عالم تشیع تأکید کرد: آن‌که تمام تلاش و کوشش او این است که چه وقت اذان می‌گویند و هنگام افطار، احساس راحتی می‌کند، گو ایـن‌که از رنـج روزه گرفتن درآمده است، او را به حرم کبریایی خداوند سبحان راه نیست. یعنی روزه ضمن آن‌که حکم و ادبی خاص دارد سرّی نیز دارد که آن لقا و محبت خداست. وقتی روزه مال خداوند بود، به روزه‌دار چه می‌دهد؟ خدای سـبحان شـخصا جـزای انسان روزه‌دار را به عهده گـرفته اسـت و بـه تعبیر مرحوم مولی «محمد تقی مجلسی» خداوند به این معنا اکتفا نکرد که بفرماید: «الصوم لی» بلکه فرمود: «و انا اجزی» روزه مـال مـن اسـت من هستم که شخصا جزای روزه‌دار را می‌دهم، ایـن‌چنین نـیست که به فرشتگان بگویم او را به بهشت ببرید بلکه خود جزای او را می‌دهم و به غیر خود واگذار نمی‌کنم. این جزو اسـرار عـبادت اسـت (نه جزو احکام یا آداب روزه) که چگونه انسان به مـقامی می‌رسد که خداوند سبحان مستقیما جزای او را به عهده می‌گیرد.

وی افزود: اگر روزه برای این است که انسان به «تقوا» بـرسد چـه ایـن‌که این‌چنین است، انسان باتقوا دو درجه دارد: یکی همان بهشتی است که در آن نـعمت‌های فـراوان برای لذایذ ظاهری وجود دارد: «ان المتقین فی جنات نهر» یکی نیز مقام رفیع «عنداللهی» شدن اسـت: «فـی مـقعد صدق عند ملیک مقتدر» این عبارت از سرّ و باطن روزه است.

روزه گرفتن صورت شیطان را سیاه می‌کند

عبدالله جوادی آملی در پایان تصریح کرد: یکی از اسرار روزه گـرفتن آن اسـت که صورت شیطان را سیاه می‌کند و شیطان را از انسان دور می‌کند، ما برای آنکه بفهمیم که آیـا روزه مـا قبول است یا خیر راهی وجـود دارد و آن عـبارت از این اسـت کـه اگـر هیچ اندیشه و خیالی عـلیه کسی یا علاقه به دنیا و مانند آن در قلب ما خطور نکرد، معلوم می‌شود که روزه مـا مـقبول و شیطان از ما دور شده است، در غیر‌ایـن صـورت او از مـا دور نـشده اسـت و ما صرفا یـک روزه ظاهری گرفته‌ایم که باطن و سرّی نخواهد داشت.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
صفحه نخست