پایگاه خبری دانشگاه بوعلی سینا- بسنا

تعداد بازدید: ۲۳۵
|
کد خبر: ۵۰۲۷
استاد جمعیت‌شناسی دانشگاه نیپیسینگ کانادا در گفتگوی اختصاصی با بسنا تشریح کرد:

عوامل ایجاد باروری زیر سطح جایگزینی در ایران و راهکار‌های ارتقاء سطح باروری

دکتر امیر عرفانی، به مناسبت ۳۰ اردیبهشت، روز ملّی جمعیّت در ایران، و لزوم پرداختن به این مهم با بسنا گفتگو کرد.
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۶ - ۲۷ ارديبهشت ۱۴۰۰

متن گفتگوی دکتر امیر عرفانی، استاد جمعیت‌شناسی در گروه جامعه شناسی و انسانشناسی دانشگاه نیپیسینگ (Nipissing) کانادا و استاد وابسته گروه علوم اجتماعی دانشگاه بوعلی سینا، به مناسبت ۳۰ اردیبهشت، روز ملّی جمعیّت در ایران، و لزوم پرداختن به این مهم، به شرح زیر است:

باروری زیر سطح جایگزینی در ایران از حدود چه سالی آغاز شده و به نظر شما تا چند سال دیگر ممکن است ادامه یابد؟!

میزان کل باروری یک شاخص فرضی باروری است که در علم جمعیت‌شناسی به تعداد فرزندانی گفته می‌شود که انتظار می‌رود یک خانم در طول سنین باروری (۱۵-۴۹ سال) به دنیا بیاورد با فرض اینکه تمامی شرایط اقتصادی و اجتماعی و جمعیتی در طی این سنین باروری ثابت باقی بماند.   اما با توجه به تحولات شگرف جمعیتی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در ایران و بالطبع آن تغییردر شرایط زندگی فردی و خانوادگی در ایران، این میزان باروری در ایران طبق محاسبات بنده که در مجله  Biosocial science در سال ۲۰۰۸ به چاپ رسید [۱]، در سال ۱۳۷۹ به میزان ۲ فرزند کاهش یافت. یعنی میزان کل باروری ایران برای اولین باردر سال ۱۳۷۹  به زیر سطح جایگزین ۲/۱ فرزند کاهش یافت و همچنان زیر سطح جایگزین باقی مانده است. البته لازم است توجه شود که میزان "سطح جایگزین" با توجه به میزان مرگ ومیر اطفال (بویژه اطفال نوزاد دختر که مادران آینده هستند) می‌تواند برای هرکشوری متفاوت باشد. هر چه میزان مرگ و میر اطفال کمتر باشد سطح جایگزین به عدد ۲ فرزند نزدیکتر می‌شود. میزان باروری جایگزین ۲/۱ فرزند معمولا برای کل جمعیت جهان بکار برده می‌شود.

از آنجا که عوامل کاهش باروری به زیر سطح جایگزین در سطح فردی و اجتماعی و جهانی بسیار متعدد است و شرایط زندگی در جامعه ایران به راحتی قابل پیش بینی نیست، نمی‌توان پیش بینی دقیقی از طول زمان ادامه باروری زیر سطح جایگزین در ایران داد. هرگونه پیش بینی در این زمینه مبتنی بر "فرضیاتی" خواهد بود که می‌تواند بسته به شرایط واقعی رخ داده در سطح ملی و بین‌المللی تغییر کنند؛ بنابراین لازم است میزان باروری بطور مرتب و به فواصل کوتاه‌تر محاسبه دقیق و رصد شود، چرا که این میزان می‌تواند با توجه با تغییر در شرایط فردی، اجتماعی و جهانی در ایران تغییر کند.   

آیا این موضوع فقط در ایران در حال رخداد است، یا در کشور‌های دیگر هم مشاهده می‌شود؟!

کاهش باروری یک پدیده جهانی است که طی نیم قرن اخیر در تمامی جمعیت‌های دنیا مشاهده شده است. اگرچه شروع کاهش باروری در کشور‌های مختلف دنیا در زمان‌های مختلف آغاز شده است، اما بر اساس برآورد‌های دفتر جمعیت سازمان ملل، تمامی جمعیت دنیا در قار‌های آسیا، آمریکا شمالی و جنوبی و اروپا در سال ۲۰۵۰ همچنان باروری زیر سطح جایگزین را تجربه می‌کنند، و میزان باروری در قاره آفریقا (که در حال حاضر بالاترین میزان در دنیا است) در سال ۲۰۵۰ به سطح جایگزین بسیار نزدیک می‌شود.   

دلایل باروری زیر سطح جایگزینی در ایران چیست؟!

عوامل کاهش باروری در هر جمعیتی را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: عوامل "مستقیم" و عوامل "غیر مستقیم" کاهش باروری. مهمترین عوامل مستقیم یا بلافصل کاهش باروری به تاخیرانداختن سن ازدواج، کنترل و فاصله گذاری موالید با استفاده از روش‌های پیشگیری، سقط جنین عمدی، و طولانی شدن دوره‌ی نازایی پس از زایمان است. در کشور ما بر خلاف کشورهایی، چون چین و هند که برنامه‌های اجباری تنظیم خانواده در آن اجرا شد تا باروری را کاهش دهند، در پاسخ به نیاز مردم و برای کنترل انفجار جمعیت در اواخر دهه ۱۳۶۰ عرضه دولتی خدمات پیشگیری از بارداری روند کاهنده میزان باروری که بطور طبیعی و ارادی از اواخر ۱۳۶۳ با استفاده از روش‌های طبیعی عزل و قرص ضد بارداری که در میان اقشار تحصیل کرده و شهر نشین شروع شده بود را تشدید کرد. بر اساس یافته‌های پژوهشی که انجام داده ام و در پرسش اول شما به آن اشاره کردم، ۶۱ درصد کاهش باروری در سال ۱۳۷۹ در کل کشور مربوط به استفاده از روش‌های پیشگیری از بارداری و ۳۱ درصد مربوط به تاخیر ازدواج بوده است. در آخرین تحقیقاتم که در مجله Family Planning and Reproductive Health در سال ۲۰۱۵ و ۲۰۱۷ به چاپ رسیده اند [۲]، ۶۵ درصد کاهش باروری در شهر تهران مربوط به استفاده از روش‌های پیشگیری از بارداری، ۲۷ درصد مربوط به تاخیر انداختن ازدواج جوانان، ۵ درصد مربوط به نازایی پس از زایمان، و ۳ درصد مربوط به سقط عمدی جنین است. اما لازم است این نکته مهم را توضیح دهم که بر اساس همین تحقیقات، از ۶۵ درصد سهم استفاده از روش‌های پیشگیری در کاهش باروری، استفاده از روش‌های آیودی و بستن لوله زنان و مردان (عقیم سازی)، فقط ۷ درصد در کاهش باروری نقش داشته اند، و مابقی ۵۸ درصد کاهش باروری مربوط به استفاده از روش طبیعی عزل (۳۷ درصد)، کاندوم (۱۶ درصد) و قرص (۵ درصد) است. یعنی زوجین خودشان تمایل دارند از بارداری پیش گیری کنند نه دولت و لذا هر گونه محدودیت در ارایه خدمات دولتی تنظیم خانواده، بخصوص به اقشار ضعیف جامعه، کمترین نقش را در افزایش باروری دارد؛ بلکه بر عکس، باعث افزایش بارداری‌های ناخواسته و به خطر افتادن سلامت و جان مادران می‌شود.

عوامل غیر مستقیم کاهش باروری که محیطی و ساختاری هستند بر عوامل مستقیم کاهش باروری تاثیر می‌گذارند. این عوامل غیر مستقیم، شامل عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاستی در سطح فردی، ملی و بین المللی می‌شود. برای مثال، در دو دهه‌ی اخیر، افزایش سطح تحصیلات و تمایل شدید برای اشتغال در بین خانم‌های جوان، گرایش قشر جوان به ارزش‌های فردگرایانه و مادی‌گرایی، شیوع ارزش‌های جهانی و تغییر سبک زندگی در جامعه، ناآرامی‌های روانی و اقتصادی ناشی از وضعیت اقتصادی کنونی ایران و افزایش روز افزون بیکاری موجب تاخیر ازدواج و فرزندآوری و عدم تمایل برای فرزندآوری شده است. بخشی از این روند‌ها خاص جامعه ایران نیست و در سایر نقاط دنیا دیده می‌شود. مثلاً گسترش ارزش‌های فردگرایانه و مادی‌گرایانه که با تشکیل خانواده سنتی و فرزندآوری نا سازگار است و موجی شکل‌گیری انواع جدید روابط خانوادگی شده است.  

پیامد‌های باروری پایین در جامعه ایران چه خواهد بود؟!

میزان باروری با رشد جمعیت رابطه مستقیم دارد، به‌طوریکه با کاهش باروری رشد جمعیت آهسته‌تر می‌شود و زمان دو برابر شدن جمعیت طولانی‌تر می‌شود. در حال حاضر، بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، میزان رشد جمعیت ایران ۱/۲ درصد است. یعنی اگر همین میزان رشد جمعیت در سال‌های آینده تداوم داشته باشد، جمعیت ایران ۵۸ سال دیگر در سال ۱۴۵۸ دو برابر می‌شود. چنانچه باروری زیر سطح جایگزین برای مدت طولانی ادامه یابد، میزان رشد جمعیت کمتر می‌شود. اولین نشانه‌های تداوم کاهش رشد جمعیت، کوچک شدن سهم جمعیت جوان و افزایش سهم جمعیت سالخورده در ساختار سنی جمعیت است. همچنین سهم نیروی کار فعال که در سنین ۱۵ تا ۶۴ سال هستند به مرور کاهش می‌یابد. ایران در حال حاضر در آغاز این روند تحول ساختار سنی جمعیت قرار دارد و چنانچه باروری پایین تداوم یابد، در سال‌های آینده سهم بزرگ جمعیت فعال آن به نفع جمعیت سالخورده شروع با کاستن می‌کند. در چنین وضعیتی، چنانچه نظام‌های اقتصادی، بهداشتی، آموزشی و تامین اجتماعی در ایران خود را با ساختار جمعیت رو به سالخورده‌شدن منطبق نکنند، با مشکلات عدیده روبرو خواهند شد. برای مثال، با کم‌شدن جمعیت دانش‌آموزی و دانشجویی، کشور با مازاد تعداد مدارس و دانشگاه‌ها و شاغلین در این بخش‌ها، و با افزایش طول عمر و رشد نسبت جمعیت سالمند، صندوق‌های بازنشستگی با ورشکستگی و نظام‌های بهداشتی با بار بیماری و فشار‌های اقتصادی زیاد روبرو خواهند شد.

راهکار‌های پیشنهادی شما به عنوان متخصص جمعیت برای تغییر این شرایط و ارتقاء سطح باروری در ایران چیست؟!

در دو مقاله‌ای که اخیرا در مجله Istanbul University Journal of Sociology [۳] و مجله سلامت اجتماعی دانشگاه شهید بهشتی [۴] به چاپ رسانده‌ام پاسخ این پرسش شما را تا حدی داده‌ام. در آنجا نوشته‌ام که کشور‌هایی که برای مقابله با باروری پایین و پیامد‌های آن تا بحال سیاست‌های جمعیتی به اجرا گذاشته‌اند شامل اقداماتی است که یا در پی افزایش باروری هستند و یا به دنبال سازگارکردن نظام‌های اجتماعی و اقتصادی و بهداشتی خود با روند‌های پایین باروری هستند. دسته اول این اقدامات که در پی افزایش باروری هستند  عبارتند از اقدامات مثبت، مانند افزایش مشوق‌های اقتصادی و کاهش هزینه‌های تولد اضافی و اقدامات منفی شامل محدودکردن دسترسی به روش‌های کنترل باروری است. با این‌حال، شواهد نشان می‌دهد که افزایش باروری از طریق مداخله دولت، دشوارتر و پرهزینه‌تر از کاهش دادن آن است و حداقل اثر را روی افزایش باروری در بسیاری از کشور‌های غربی داشته است. استفاده از اقدامات منفی در گذشته نیز منجر به افزایش موقتی باروری همراه با افزایش در بیماری و مرگ و میر مادران ناشی از ختم بارداری‌های ناخواسته از طریق سقط جنین ناایمن شده است. نمونه اخیر از اقدامات منفی، محدود‌کردن خدمات دولتی تنظیم خانواده در ایران است. این محدودیت بیشتر دسترسی زنان در طبقات اجتماعی اقتصادی پایین با تعداد زیاد فرزند را به روش‌های پیشگیری دولتی (یعنی عقیم‌سازی، آیودی، و تزریقی) محدود کرد، بدون آنکه کمترین اثری بر افزایش باروری داشته باشد، زیرا همانطور که قبلاً اشاره کردم، فقط ۷ درصد کاهش باروری در کشور مربوط به استفاده از روش‌های دولتی پیشگیری از بارداری است.

با توجه به موفقیت حداقلی سیاست‌های افزایش باروری، بسیاری از کشور‌های دارای باروری پایین تصمیم گرفتند تا خدمات اجتماعی مرتبط با سن، مانند نظام مراقبت بهداشتی، تامین اجتماعی، نظام بازنشستگی و آموزشی را با روند‌های پایین باروری و ساختار جمعیت سالمند تطبیق دهند. این تطابق با استفاده از اقداماتی، چون افزایش سن بازنشستگی، پذیرش مهاجران و تغییر نظام‌های آموزشی، مالیات و سلامت انجام می‌گیرد. وضعیت کنونی ساختار‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور ما آنچنان آمادگی اجرای چنین اقدامات تطبیقی را ندارد؛ بنابراین برای دستیابی به یک سیاست جمعیتی مناسب جهت مقابله با تداوم باروری زیر سطح جایگزین در کشور، ضروری است که ابتدا درک درستی از شکل‌گیری قصد باروری یک فرد متاهل داشت، چون قصد و نیت باروری به عنوان پیش‌گویی‌کننده‌ی کلیدی رفتار باروری شناخته می‌شود. تحقیقات من و همکارانم نشان می‌دهد که تصمیم برای داشتن فرزند در شهر تهران، برای مثال، بشدت متاثر از گرایش به ارزش‌های فردگرایانه است. این ارزش‌های فردگرایانه، اولویت را به ارضای علایق و نیاز‌های فردی می‌دهد تا به فرزندآوری به‌عنوان یک عملکرد خانوادگی و اجتماعی. جالب است که این تحولات فرهنگی بیشتر در بین افراد در طبقات بالای اجتماعی و اقتصادی جامعه دیده می‌شوند، یعنی افرادی که با وجود برخورداری از امکانات اقتصادی و اجتماعی لازم برای داشتن فرزند و تربیت و پروش آنها، تمایلی به داشتن فرزند ندارند. سایر شواهد و داده‌های پژوهشی از جامعه ایران نیز نشان می‌دهد که ایران وارد مرحله دوم گذار جمعیت‌شناختی شده است که تداوم باروری پایین را مربوط به چرخش فرهنگی از ارزش‌های سنتی خانواده محور به ارزش‌ها و هنجار‌های اخلاقی فرد محور می‌داند. این تحول فرهنگی که نخست در اروپا رخ داد، و سپس به شمال آمریکا گسترش یافت و اکنون به آسیا رسیده است مبتنی بر "فردگرایی" است که ارزش کمتری برای ازدواج و واحد خانواده قائل هستند و پذیرای اشکال متفاوتی از خانواده، از جمله تک والدی، زندگی مشترک بدون ازدواج، طلاق و خانواده بدون فرزند هستند. تحقیقات مختلف در ایران شواهد ورود به گذار دوم جمعیتی در ایران را نشان می‌دهد. این شواهد عبارتند از: رشد ارزش‌های مادی‌گرایانه و فردگرایی، افزایش خانواده‌های تک فرزند یا بدون فرزند، تاخیر در ازدواج و تشکیل خانواده، افزایش میزان طلاق و ازدواج‌های در حال فروپاشی، شیوع استفاده از روش‌های پیشگیری و سقط برای کنترل موالید، افزایش روابط جنسی پیش از ازدواج و زندگی مشترک بدون ازدواج (ازدواج سفید)، و نگرش مثبت نسبت به دوستی‌ها و روابط جنسی پیش از ازدواج.

بنابراین، فردگرایی، به منزله اولویت‌دادن به رفاه و ابراز عقاید و خصوصیات خود، انتخاب شریک زندگی خود و شکل مورد دلخواه روابط و تعداد فرزندان، و تصمیم‌گیری در مورد تشکیل خانواده و فرزندآوری بر اساس علایق فردی، مبنای سطح پایین باروری است. در نتیجه، اگر دولت و سیاستگذاران تصمیم به اتخاذ هرگونه اقدام و سیاستی برای افزایش باروری در کشور داشته باشند، کاملا ضروری است که در کنار بهبود شاخص‌های اقتصادی، و رفاهی زندگی (مانند اشتغال و مسکن) و ارتقای موقعیت اقتصادی و اجتماعی زنان در خانواده و جامعه، چرخش فرهنگی اخیر به سمت ارزش‌ها و هنجار‌های فردگرایانه، که تصمیم‌گیری افراد برای فرزندآوری را تحت تاثیر قرار می‌دهند، را بطور جدی در محاسبات خود لحاظ کنند.


[۱] DOI: https://doi.org/۱۰.۱۰۱۷/S۰۰۲۱۹۳۲۰۰۷۰۰۲۴۳X

[۲] http://dx.doi.org/۱۰.۱۱۳۶/jfprhc-۲۰۱۵-۱۰۱۲۵۴; http://dx.doi.org/۱۰.۱۱۳۶/jfprhc-۲۰۱۵-۱۰۱۳۸۳

[۳] https://dergipark.org.tr/tr/download/article-file/۱۰۲۴۵۰۸

[۴] https://journals.sbmu.ac.ir/ch/index.php/ch/article/view/۲۳۳۶۶/۱۶۴۵۱
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
صفحه نخست