پایگاه خبری دانشگاه بوعلی سینا- بسنا

تعداد بازدید: ۱۹۳۱
|
کد خبر: ۶۴۳۴
کانون بسیج اساتید دانشگاه بوعلی‌سینا در پی درگذشت مرحومه مهسا امینی و وقایع متعاقب آن، همراه با ارائه راهکارها، بیانیه‌ای صادر کرد.
تاریخ انتشار: ۱۶:۱۸ - ۰۲ مهر ۱۴۰۱

بیانیه تحلیلی کانون بسیج اساتید دانشگاه بوعلی‌سینا در پی درگذشت مرحومه مهسا امینی و وقایع متعاقب آن منتشر شد

به گزارش بسنا، متن این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل
 
بیانیه تحلیلی بسیج اساتید دانشگاه بوعلی‌سینا در پی درگذشت مرحومه امینی و وقایع متعاقب آن

خبر دستگیری و درگذشت خانم مهسا امینی در روزهای اخیر، جامعه­‌ی ایرانی را در شوک فرو بُرد. تحملِ این مصیبت برای ایرانیان غیرت‌مند دشوار بود، به همین جهت از همان روزهای اول، اخبار این حادثه در فضای مجازی داغ شد و به مرور زمان خیابان­ها را هم داغ کرد. این بیانیه قصد دارد در دو بخش "تحلیل ریشه‌ها" و "ارائه‌ی راهکارها" به این مقوله مهم بپردازد؛

تحلیل ریشه‌ها:

مقوله­‌ی حجاب از موضوعات چالش برانگیز جامعه‌ی ماست. نتایج مطالعاتِ معتبر نگرش سنجی نشان می­‌دهد که این موضوع از نظر اهمیت در نظر مخاطبان، میانگین چندان بالایی کسب نکرده است لیکن واریانس نظرات مخاطبان در این حوزه بسیار بالاست و به همین دلیل ظرفیت تبدیل شدن به یک گسل اجتماعی را دارد. گسل­‌های اجتماعی اغلب نهفته هستند و به کمک برخی رویدادها دفعتاً فعال می­‌شوند.

امروز  کلان‌روند جهانیِ حیا زدایی، سوار بر فناوری اطلاعات مرزها را درنوردیده و جهان را متحول کرده است و در هر کجا که مانعی جلوی خودش دیده با آنچه که "انقلاب جنسیتی" نامیده می­ شود سعی کرده موانع را از سر راه خود بردارد. انقلاب مذکور از آزادسازی و بلکه تجاری سازی روابط متعارف جنسیِ خارج از خانواده در کشورهای مختلف آغاز شده و هم­ اکنون در بسیاری از کشورها در ایستگاه آزادسازی همجنس­گرایی در حال مبارزه است و یقینا در این ایستگاه هم متوقف نخواهند شد. انقلاب جنسیتی در ایران به خاطر باورهای مذهبی مردم و ریشه­‌های مذهبی حکومت به سد محکمی برخورد کرده است، اما به هر حال توانسته شکاف­ هایی در جامعه­‌ی ایرانی ایجاد کند که از آن تعبیر به گسل می‌شود. هم­ اکنون در جامعه­ ی ایرانی، میلیون­ها نفر کاربر فعال بازی­های رایانه­ ای خارجی و بینندگان فیلم­های روز خارجی وجود دارد. سالیانه میلیون­ها ایرانی، گردشگریِ خارجی دارند و به هر حال دوست دارند آنچه که دیده­ اند را روی زمین در ایران پیاده کنند. از دیگر سو میلیون­ها ایرانی بر انواع مراسم­ات مذهبی اعم از عزاداری‌ها، پیاده روی اربعین و زیارات و ... مداومت دارند و نظام جمهوری اسلامی بر مبنای شریعت مقدس اسلام شکل گرفته است و فلذا طبیعتا اجازه­‌ی تحقق خواسته­‌ی گروه مذکور داده نمی شود و شکاف مزبور ایجاد می­شود. وجود این شکاف یکی از حقایق زمینه­‌ایست که بسترسازِ وقایع اخیر است.
جامعه شناسانِ فناوری بارها هشدار داده­‌اند که نسل دومِ اینترنت (مبتنی بر شبکه­‌های اجتماعی) تمایل به مطالب جدی و تحقیقات اصیل در بین مردم عادی را کاهش داده است و سهل اندیشی و نگاه سطحی، جایگزین آن شده­‌است. تمایل مردم به تحقیق کردن و یافتن منابع معتبر کاهش یافته است و بسیاری از انچه از شبکه­‌های اجتماعی دریافت می­‌کنند و با باورهای خود همسو می­‌یابند را بجای حقیقت می­‌نشانند. دشمنان ملت ایران به خوبی بر این عارضه­‌ی رسانه­‌های نوین سوار شده اند و با وارنه‌نمایی و دروغگویی­ حرفه­ای در شبکه­‌های پرشمار فارسی زبان و شبکه­‌های اجتماعی، سرمایه­‌ی اجتماعی نظام را تخریب می­‌کنند و نظام را هیولایی معرفی می­‌کنند که هر جنایتی از آن بر می‌آید.

گرچه دستگاه­‌های مسئول همچنان در حال تحقیق پیرامون علت مرگ سرکار خانم مهسا امینی هستند اما با توجه به شواهدی که تا این لحظه در دست داریم، می­‌توان ادعا کرد که اعتراض­‌های این روزها، مصداق "هیاهوی بسیار برای هیچ" است. نیروی انتظامی فیلم دوربین مداربسته از لحظه­‌ی ورود آن مرحومه تا لحظه‌ی بیهوش‌شدن او را منتشر کرده است. فیلم مزبور سناریویی روان و باورپذیر دارد و به خوبی نشان می­‌دهد که فرد با سلامت وارد مرکز آموزشیِ فراجا شده و با دیگران گفتگو کرده و سپس به ناگاه بیهوش ‌شده است. وصف ظاهری ایشان به هیچ وجه نشان نمی­‌دهد که مورد ضرب و شتم قرار گرفته باشد. رسانه­‌های معاند مدتی مشغول مانور روی تصویر سی­‌تی اسکن آن مرحومه بودند و به آثار شکستگی جمجمه اشاره می­‌کردند اما بررسی‌های بعدی نشان داد که ایشان چند سال پیش در بیمارستان میلاد به دلیل تومور مغزی مورد جراحی قرار گرفتند و رئیس انجمن رادیولوژی ایران و تعدادی از اعضای مبرز هیئت علمی دانشگاه­‌های علوم پزشکی کشور، آسیب به جمجمه بر اثر ضربه را رد کردند. حتی پزشک جراحِ آن مرحومه مصاحبه­‌ای انجام داد و اشاره کرد که عدم تعادل­‌های هورمونی ایشان در کنار استرسی که به وی وارد شده، می­تواند دلیل از هوش رفتن ایشان باشد. حقیقتا اگر فردی انصاف و عدالت را سرلوحه­‌ی قضاوت قرار داده باشد، در چنین شرایطی نیروی انتظامی را قاتل نمی­‌شمارد و منتظر نتیجه­‌ی نهایی بررسی­‌ها می­‌ماند. حال چرا جمعیت معترضان با شنیدن این حقایق ارام نمی­‌شوند؟ چون علایق و منافعشان اقتضا می­کند که از خون مر
 
حومه امینی اهرمی برای پیشبرد خواسته­‌های نامشروع خود بسازند. اگر در گذشته می­خواستند تمایلشان به بی­‌حیایی را فریاد بزنند، در جامعه سرافکنده و مخزول می­شدند، اما هم­‌اکنون می­‌توانند همان خواسته­‌ی قبلی را از دریچه­‌ی خونخواهی و آزادی­خواهی پیگیری کنند. برچیده شدن گشت ارشاد و آزاد شدنِ بی حجابی برای این گروه به معنای فتح اولین سنگر در انقلاب جنسیتی و حرکت به سمت معاصیِ نوین است.

رسانه­‌های وابسته به سرویس­های اطلاعاتیِ دشمنان (همچون بی بی سی و ایران اینترنشنال) هم فارغ از صحتِ ادعای قتلِ خانم امینی، به دنبال شکافهایی در جامعه­‌ی ایرانی هستند تا ان را تعمیق کنند و گروه­های مختلف را به رو در روی هم قرار دهند و از این طریق جمهوری اسلامی را تضعیف کنند و در مسائل مهم وادار به امتیاز دهی نمایند. طبیعتا آن­ها نیز بهانه­‌ای به خوبیِ ماجرای خانم امینی نمی­‌توانستند بیابند، لذا با تمام توان وارد عرصه‌ی تحریکِ جوانان و دمیدن به آتش اغتشاشات شدند.

گروه­‌های معاند (همچون مجاهدین خلق و کوموله) نیز که در داخل کشور مشروعیت کافی ندارند و طرفداران آن­ها از چند هزار نفر تجاوز نمی­‌کند، طبیعتا برای ادامه­‌ی حیات و خوش درخشیدن در چشم سرویس­‌های اطلاعاتیِ خارجی که آن­ها را تامین مالی می­‌کنند، ناگزیر هستند از پیکر بی‌جان مرحومه امینی ارتزاق سیاسی کنند؛ زیرا خودشان توانایی  ایجاد موج واقعی درون کشور را ندارند. بنابراین آن­ها نیز شبکه­‌ی آموزش دیده­‌ی خود در سراسر کشور را به جمع معترضین تزریق می­‌کنند تا از رهگذر انجام جنایات خطرناک از نظام جمهوری اسلامی و مردم متدین، انتقام بگیرند.

راهکار‌ها

همچنانکه که پدیده­‌ی حاضر معلولِ علت­هایی در سطوح مختلف است، راهکارها نیز به همین تناسب متعدد و متنوع خواهد بود. در این بخش راهکارهایی برای مدیریت شرایط حاضر و پیشگیری از تکرار آن در آینده به عرض می­‌رسد؛

در ابتدا باید توجه داشت که خواسته­‌ی معترضین امروز متفاوت از بحث بنزین و معیشت است. اینان در مقابل اجرای شریعت قیام کرده­‌اند و پس از جداسازی افراد فریب خورده و سطحی بایستی برخورد شرعی با ایشان صورت پذیرد. در روایات منقول است که تاثیر اجرای بجای حدود الهی در سعادت جامعه از چهل روز بارش باران بیشتر است. همه­‌ی کنشگران سیاسی و فرهنگی توجه داشته باشند که هم اکنون زمانِ پُزِ روشنفکری و خالی کردنِ پشت نیروی انتظامی نیست. شما که دیده‌اید نیروی انتظامی در مرگ خانم امینی مقصر نبوده است و معترضین با خیال دیگری به او حمله می­‌کنند. آیا رواست برای اینکه خود را در چشم قشر سیاه و خاکستری عزیز کنید، زمینه­‌ی عدولِ بلند مدت جامعه از ارزش­های الهی را فراهم کنید؟

نکته مهم دیگر اینکه نیروی محترم انتظامی باید توجه داشته باشد که در برخورد با معترضین از حدود قانونی و شرعی تجاوز نکند. حتی یک نفر هم نباید به نابجا کتک بخورد. در آشوب­‌های گذشته متاسفانه تخلفات جزئی از جانب پلیس صورت گرفت که آشوبگران با بزرگنمایی همان موارد اندک، سعی کردند به حرکات خود مشروعیت ببخشند. هر یک نفری که به ناحق آسیب ببیند، فرصتی است که برای انقلاب از دست رفته است و بازنخواهد گشت. تدوین بسته‌های آموزشیِ دقیق و کاربردی برای همکاران نیرو مبتنی بر تجربیاتِ مواجهه با آشوب­‌های گذشته می­تواند راهگشا باشد.

سواد رسانه­‌ای، ضرورت مقابله با جنگ نرم دشمن است که متاسفانه هم­اکنون بسیار کلیشه‌ای شده است. رسانه‌ی ملی و ارتش سایبری انقلاب اسلامی باید با دقت به سراغ دروغ پردازی‌های گذشته­‌ی دشمنان انقلاب برود و آنچه با گذشت زمان برملا شده را در قالب کلیپ­‌ها و متون اقناعی در اختیار مخاطبین قرار دهند و به این وسیله توجهات را به بحث لزوم پرداختن به سواد رسانه­‌ای جلب کند. سامان­دهی و توانمند سازی فعالان پراکنده­‌ی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی (حتی زنان خانه دار که کاربر شبکه­‌های اجتماعی هستند) برای جهاد تبیین و خنثی‌سازی توطئه­‌ی فرتوت­های آلبانی نشین ضروری است.

بحث مقابله با اغتشاشات را باید مردمی‌تر کرد. هم­اکنون بسیجیان به نحو مقتضی در خنثی‌سازی توطئه‌ها حضور دارند ولی باید هیئات مذهبی عزادار در انتهای صفر انزجار خود از اهانت به قرآن و شعائر مذهبی را با صدای بلند اعلام دارند.  تنها یک بخش کوچک از عزادارانِ درون مساجد، می­تواند به صورتی طبیعی اغتشاشگران را سرجای خودشان بنشانند. سازمان تبلیغات اسلامی و قرارگاه فرهنگی خاتم الاوصیاء و سایر ارگان‌های فرهنگی در این زمینه می­توانند موثر باشند.

باید توجه داشت که سلبریتی­‌ها در آشوب­های اخیر نقش اصیلی ندارند. اغلب ایشان تمایل به همان اندیشه­‌هایی دارند که در مطلع این بیانیه تشریح شد. از دیگر سو اغلب هنرمندان روحیه­‌ی لطیف  و منطق ضعیف دارند. به راحتی تحت تاثیر قرار می­‌گیرند و موضع گیری می­‌کنند. راه حل صحیح مواجهه با ایشان، دعوت از آن­ها به مناظره­‌های بزرگ در بستره
 
ای آنلاین است تا عیار ادعاهایشان برای مخاطبین روشن گردد. بسیج اساتید دانشگاه بوعلی سینا به نوبه­‌ی خود آمادگی­‌اش را برای حضور در مناظره با ایشان و پاسخگویی به سوالاتشان در مرعی و منظر عمومی اعلام می­‌دارد.

در بلند مدت باید توجه داشت که مشکل حجاب و عفاف به تنهایی با پلیس حل نخواهد شد. سند عفاف و حجاب (مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی) نمونه‌ی یک سند سیاستی منطقی ولی اجرا نشده است که در آن به خوبی به جبنه‌های مختلف موضوع پرداخته شده و نگاشت نهادی مربوطه ایجاد شده است. اگر بقیه‌ی دستگاه‌ها به وظایف پیش بینی شده در این سند به درستی عمل می‌کردند، هم­اکنون بار و فشارِ برخورد انتظامی اینقدر سنگین نمی‌شد. تامل کنیم؛ آیا با مقابله با اصناف عرضه کننده­‌ی پوشاک نامناسب راحت‌تر است یا مردمی که از آن پوشاک استفاده می­کنند؟ آیا برخورد با عرضه کنندگان خدمات ماهواره (اعم از نصب و تعمیر و ...) راحت‌تر است یا برخورد با کاربران؟ طبیعتا برخورد با گروه نخست راحت­‌تر و موثرتر است ولی به دلیل ضعف نگاه سیاستی ما بر گروه دوم متمرکز می­‌شویم. پیشنهاد نگارندگان این سطور ان است که همانند تشکیل ستاد راهبری نقشه جامع علمی کشور، ستادی مشابه ذیل شورای عالی انقلاب فرهنگی با اختیارات مکفی و امکان معرفی دستگاه های دولتی قاصر و مقصر به قوه­‌ی قضائیه ایجاد شود و به کمک داشبوردهای مدیریتی، کل نظام تقسیمِ کار سند عفاف و حجاب را در کنترل داشته باشد.

در انتها خاطرنشان می­‌سازد؛ هر قدر آزادی­‌های سیاسی و آزادی بیان و نقد محدودتر باشد، سرریز آن بر تمایلات سخیف و هنجار شکنی­‌های عفاف مشاهده می­‌شود. آنچه که از آثار شهید مطهری رحمه الله علیه استنباط می­‌شود این است که اسلام عزیز در اجرای حدود الهی سختگیر و در حوزه­‌ی نقد و اندیشه، طرفدار گفتگو و اقناع است. چه ایرادی دارد همین افرادی که در روزهای اخیر به مناظرات تلویزیونی دعوت شدند در سایر ایام سال هم یک طرف مدعو در برنامه­‌های گفتگو محور باشند؟ انسان موجودی اندیشه‌ورز است، اگر شان اندیشه ورزانه­‌ی وی مغتنم شمرده نشود به ابتذال روی می­‌آورد.

امید است که با توجه به اصول صحیح حکمرانی فرهنگی، به سلامت از این شرایط ویژه عبور کنیم و در آینده شاهد تکرار چنین وضعیتی نباشیم.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
فرهنگ و هنر